تور انگلیسی تهران‌گردی به مقصد: کاخ نیاوران + آرشیو تورها

1

تور 65- تور تهران‌گردی به زبان انگلیسی (SODET) به مقصد کاخ نیاوران

یکی از راه‌های فراگیری زبان انگلیسی یادگیری آن در محیطی خارج از فضای کلاس است که این امر باعث یادگیری و درک بهتر لغات و کلمات، آشنایی با نحوه تلفظ کلمات و همچنین صحبت و تعامل با دیگران می‌شود. تور تهران‌گردی یک روزه سفیر در دل فعالیت‌های آموزشی زبان که در کنار اساتید مجرب برای شما پیشرفتی چشمگیر نیز به ارمغان می‌آورد.

با توجه به محدودیت ظرفیت تور، اولویت با افرادی است که سریع‌تر ثبت‌نام نمایند.

نگار رزاق‌زاده

شیرین سلیمانی

زمان:

پنج شنبه 1 اسفندماه

ساعت:

8:30 الی 13

محل حرکت:

دفتر مرکزی شماره 2

آدرس:

خیابان شریعتی، خیابان یزدانیان نبش کوچه شاد- پلاک 15

شیوه‌های خرید آنلاین این برنامه:

  • خرید حضوری از طریق کانترهای ثبت نام
  • خرید از طریق سایت سفیر Gosafir.com
  • خرید از طریق سایت تیوال Tiwall.com

در قسمت زیر تورهایی که تاکنون برگزار شده است را مشاهده نمایید.

 

تور 64- تور تهران‌گردی به زبان انگلیسی (SODET) به مقصد مدرسه دارلفنون

نور یک روزه انگلیسی موزه وزیری

 

هر روز عصربعداز کار وقتی از کوچه پس کوچه های شهر تهران عبور میکنم تا به خانه برسم، بچه های کار رو میبنم که چطوری در سطل زباله ها تا نصف بدن خم شدن و به تفکیک زباله های خشک و تر سطل ها مشغولن.دیروز عصر به فکر افتادم که چطور میشه با زباله های خشک مجسمه یا کارهای دستی زیبا ساخت؟ و قتی به خانه برگشتم درحالیکه تو سایت ها مشغول جستجو بودم موزه ای با اشیا موجودش منو جذب خودش کرد. اسم موزه غار موزه وزیری بود. سریع به سایت سفیر گفتمان، بخش سفیرمال سرزدم تا ببینم در تقویم تور SODET موزه وزیری گنجانده شده یا نه؟

با دیدن غار موزه وزیری در لواسان بسیار خوشحال شدم و خیلی  سریع ثبت نام کردم. پنجشنبه ساعت 8:30 درسالن واحد پل رومی برادران جمع شدیم اساتید با خوشرویی وارد سالن شدن و و از ما خواستن تا خودمون رو بطور کامل به جمع معرفی کنیم. اینجوری یه فضای صمیمی در ابتدای سفر بینمون ایجاد شد. بعد همگی به سمت اتوبوس ها روانه شدیم. اتوبوس ساعت 9 حرکت کرد. در داخل اتوبوس استاد از ما خواست تا با همسفر کناردستیم به یکسری از سوالات بوکلت آموزشی پاسخ بدیم. بعد به هر کسی که داوطلب بود میکروفن دادن و ازشون خواستن تا ایده های خودشون رو با بقیه به اشتراک بذارن. در حین صحبت مشغول خوردن صبحانه خوشمزه سفیر شدیم.

 

 

به غار که نزدیک شدیم با خوشامدگویی خونگرم استاد وزیری روبرو شدیم با هوای مطبوع و خنک لواسان. اینجوری که استاد می گفتند فعالیت غار موزه از  مهرماه ۱۳۸۴ در لواسان در زمینی به مساحت 1000 مترمربع و توسط خود ایشون شروع شده و اداره میشه.

دکتر ناصر هوشمند وزیری که از مجسمه سازان طراز اول ایران هستند  کلیه هزینه ها و ایده ها و خلاقیتی که در غار موزه وزیری بکار رفته توسط ایشون اعمال گردیده و اولین غار موزه خصوصی ایران است. از زمان شروع فعالیت ، دالان هایی در دل کوه حفاری و جهت به نمایش گذاشتن آثار ایشون و ارائه به هنر دوستان آماده شده که هنوز در حال توسعه و تکمیل هست. هر کدام از آثار ایشون بیانگر داستانهای شاهنامه فردوسی و فولکلور ایران و فرهنگ اصیل ایرانیه و شامل بخشهای نمایشگاهی ، بخش کارگاهی ، صنایع دستی ، آموزشی ، نگارخانه و سالن اجتماعات میشه.
این مجموعه تنها موزه ای است که در اون مراجعه کنندگان می تونن آزادانه گردش و عکاسی کنن و دانشجویان رشته هنر هم می تونن مستقیما از استاد ایده گرفته و کارورزی کنن. آثار موجود در موزه وزیری آثاری از جنس چوب، فلز، سنگ، فایبرگلاس، استخوان و یک سری آثار تلفیقی هست.

 

 

ورودی غار از دهان مجسمه ای به شکل شیر هست. استاد به علت علاقه ای که به شیر به عنوان نماد کشورمان ایران داشته اند ورودی غار را به شکلی هنرمندانه از جنس سنگ و به شکل شیر تراشیده اند. این قسمت شامل 8 دالان تو در تو هست که دیواره اصلی آن از سنگ کوهستان تشکیل شده و لایه ای از بتون آن را پوشش داده است . در مدخل دالان دوم مجسمه ای از رستم ساخته شده که گویی سقف دالان غار را بر روی دوش خود نگه داشته است.

مجموعه این دالانها فضای مناسبی بوجود آورده تا بخشی از مجسمه های موجود را به نمایش بذاره. البته در محل فوق امکان دسته بندی مجزای مجسمه ها از لحاظ جنس ساختاری وجود نداره و مجسمه ها با توجه به فضای موجود چیدمان شده .

 

 

با دیدن کارهای هنری با ارزش استاد در درون غار در هوای خنک و دل انگیز باعث خوشنودی و بالا رفتن حس کنجکاوی به اطرافمون شد که چگونه با اشیاء دور ریختنی میشه آثار هنری زیبایی خلق کرد.

بعد  از بازدید از غار و دیدن کارهای هنری طبقه پایین موزه ، به اکتشافاتمون در طبقه بالا ادامه دادیم. بالکن زیبایی به رنگ قرمز توجه مارو به خودش جلب کرد. یکی از فضاهای یادبود که اخیرا توسط استاد در داخل موزه ساخته شده فضایی است که در بلندای باغ و دربالای یک درخت بزرگ  قرار گرفته است. مسیر دسترسی به آن از طریق پلکانی میله ای است که با گذر از پلی از جنس فلز بازدید کننده را به محیط صمیمانه آلاچیق در انتهای مسیر منتقل میکند. به گفته استاد این فضا به یاد لیلا اسفندیاری بنا نهاده شده. وی اولین زن قهرمان ایرانیه که موفق به پیمایش یکی از قله های هیمالیا میشه. وی در آخرین سفر صعودش به قله‌های گاشربروم در 31 تیرماه سال 1390 پس از فتح قله در مسیر فرود از مسیر یخی دشوار زیرقله سقوط کرده و جان خودش رو از دست میده.

 

 

بعد از بازدید از فضای لیلا همگی به اتاق کنفرانس رفتیم و به سخنرانی استاد درباره حفظ محیط زیست، نجات طبیعت و ایده بنای موزه وزیری گوش فرا دادیم. این برنامه یه مهمون ویژه هم داشت. آقای محمد تاجران- موسس انجمن We Need Trees . دوچرخه سواری که تا به حال به بیش از 50 مدرسه در سراسر دنیا سفر کرده بودند تا به کودکان آموزش بدن با طبیعت و درختان مهربان باشند و به محیط زیستمون احترام بگذارند. صحبتهای استاد وزیری، آقای تاجران و فضای موزه منو مجاب کرد تا بپذیرم مقصد درستی رو برای بازدید انتخاب کردم.

 

 

در انتها برنامه اوریگامی داشتیم. استاد اوریگامی اونجا حضور داشتند و بهمون یاد دادند چه جوری میشه با کاغذهای باطله اشکال زیبای هنری خلق کرد.

 

 

در راه برگشت در داخل اتوبوس به هر دونفر یه عکس از صحنه های تخریبی محیط زیست رو دادن و ازمون خواستن که در گروه 2 نفره در مورد اینکه چرا این مشکل ایجاد شده و چگونه میشه حلش کرد بحث و گفتگو کنیم.

 

 

جو بسیار صمیمی بین اساتید و دانشجویان باعث شد خیلی راحت با همدیگه تعاملات انگلیسی داشته باشیم و بدون استرس صحبت کنیم . این سفر باعث شد تا از این به بعد با دقت بیشتری به محیط اطرافم نگاه کنم . همچنین فهمیدم که میشه با نگاه متفاوت از زباله های خشک دور و برمون اشکال هنری خلق کرد.

تور یک روزه به زبان انگلیسی موزه سینما

 

در یک روز زمستانی برفی و خنک مهمان موزه سینما با تور sodet سفیر گفتمان بودم.این چندمین توری بود که من افتخار اینو داشتم که همراهsodet   باشم.هیجان خاصی قبل تور سراسر وجودمو گرفته بود چون قرار بود کل تور رو  انگلیسی صحبت کنیم  و با دوستان جدیدی آشنا بشیم.

طبق معمول همیشه تور دقیقا راس ساعت 8:30 با حضور غیاب تورلیدرها و خوش آمدگویی گرم و صمیمانه اساتید در حیاط دفتر مرکزی 2 سفر یکروزه ما آغاز شد،دیدن چهره ی همسفران قدیمی  و آشنایی با دوستان جدید منو مثل همیشه شگفت زده میکرد.

بعد صرف چایی و بیسکوییت همگی پرانرژی به سمت اتوبوس ها روانه شدیم.در داخل اتوبوس همزمان با توزیع صبحانه و بج ها و کتابچه های آموزشی به زبان انگلیسی توزیع شد قسمت بیفور کتابچه رو با راهنمایی دلسوزانه اساتید با دوستانمون انجام دادیم از اینکه تونسته بودم 1ساعت با اساتید و همراهان انگلیسی صحبت کنم خیلی خوشنود بودم.

 

ساعت9:30 به موزه سینما رسیدیم اساتید مطالبی در مورد پیشینه باغ فردوس ارائه دادن اینکه مستندات روایی حکایت از آن دارد که این باغ در زمان محمدشاه قاجارساخته شده است وساختمان آن کاخ شکارگاه وی بود.پس از فوت نظام الدوله، مالک باغ پسرش دوستعلی خان معیر الممالک داماد ناصرالدین شاه شد.او بر اساس آنچه روایت کرده اند به این باغ و عمارتش اهمیتی نمی داد تا اینکه باغ رو به ویرانی گذاشت.
حاجی میرزا حسین پسر حاجی میرزا خلیل شیرازی که در سرای امیر حجره داشت و تاجری اعیان منش بود این باغ را خرید و دست به تعمیرآن زد.او چند سالی مالک این باغ بود و در این باغ مهمانی ها ترتیب داد.اما پدرش که از این ولخرجی های پسر نگران شده بود او را به شیراز خواست وبه این ترتیب باغ و عمارت به سرایدار سپرده شد و دوباره رو به ویرانی نهاد.پس از او میرزا حسین طهرانی مالک باغ شد.او هم عمارت شمالی باغ را خراب کرد و درختانی را که نظام الدوله کاشته بود از بیخ برکند.پس از فوت او اراضی این باغ بین وراث تقسیم شد و هریک از وراث سهم خود را فرو ختند.در سال 1318ه ق در زمان مظفرالدین شاه میرزااسماعیل خان امین الملک برادر امین السلطان اتابک اینجا را خرید.او به آبادانی باغ کوشید و در ضلع غربی آن اندرونی و حمام ساخت.پس از امین الملک، از عهده نگهداری باغ بر نیامدند و باغ برای سومین بار رو به ویرانی گذاشت.

 

 

با ورود به محوطه باغ از طریق پله های ساختمان زیبای باغ فردوس وارد تالارهای موزه شدیم.در طبقه فوقانی 3 سالن وجود داشت و از داخل تالار سوم سینما که شامل جوایز و حضور بین الملل سینمای ایران به وسیله پله های مارپیچ 4 تالار را بازدید کردیم.تالار چهارم شامل سینمای جنگ و دفاع مقدس ،تالار پنجم شامل ارامنه و سینمای ایران،تالار ششم بخش کودک و نوجوان و در نهایت تالار هفتم اتاق صدا،دوبله و موسیقی بود.

 

 

بعد از بازدید از همه تالارهای موزه سینما و گرفتن اطلاعات مفید از اساتید به سمت حیاط موزه راهی شدیم.اساتید ما را به دو گروه تقسیم کردند تا گیم اجرا کنیم به اینصورت که لغتهایی روی استیکر نوشته شده بود و همگی در مورد انواع فیلم بود کسی که استیکر روی پیشونی داشت با راهنمایی و توضیحات دوستانش بایستی لغت مورد نظر روی استیکر رو حدس بزند این نوع گیم جنبه آموزشی و تفریحی به همراه داشت.

 

 

بعد در همان گروهی که بودیم اساتید از مسافران خواستند تا در بحث آزاد شرکت کنند موضوع بحث در مورد آخرین فیلمی که دیده بودیم این عامل باعث شد تا اعتماد به نفس من با صحبت کردن در مورد فیلم مورد علاقم افزایش پیدا کند.

 

 

بعد از اتمام بحث آزاد همگی سوار اتوبوس شده و شروع به پرکردن فرم نظرسنجی شدیم که زمان هیجانی قرعه کشی فرا رسید دعا میکردم تا اسم منو بخونن و برنده90درصد تخفیف برای ترم بعدی را من کسب کنم ولی اینبار شانس اینو نداشتمم که برنده شم ولی امیدمو از دست ندادم در تور بعدی هم ثبت نام کردم.

تور به زبان انگلیسی موزه تماشاگه زمان

 

زمان، موضوع عجیبی است، همیشه انسان را درگیر خود می کند اما راز دل خود را فاش نمی کند، انسانها از ابتدا دنبال راهی برای اندازه گیری و تشخیص زمان بودند و در هر دوره ای بنا به اقتضای زمان و امکانات موجود،راهی را برای آن می یافتند. در سالهای دور، بشر روز خود را با طلوع و غروب خورشید و یا ستارگان آسمان تنظیم می کرده و کم کم با رشد فکر و امکانات ابزارهایی مثل ساعت شنی و آفتابی و… را اختراع کرد و بعد توانست ساعتهای مکانیکی را ساخته و زمان را دقیق تر تنطیم کند.

صبح ساعت 8:30 در حیاط دفتر مرکزی 2 منتظر دوستم بودم تا باهم تور تماشاگه زمان رو از نزدیک بازدید کنیم، هر دو هیجان زده و خوشحال که قراره کالکشنی  از انواع ساعتها از کشورهای مختلف رو ببینیم چون منو دوستم عاشق ساعت هستیم و از بچگی کالکشن کوچیکی از انواع ساعتها رو داریم.اساتید در حیاط مرکزی با روی گشاده و پرانرژی همه دانشجویان رو گردهم آوردن و از تک تک ما خواستن که خودمون رو معرفی کنیم یه ice breaking خوبی بود تا در طول سفر با  همسفران و اساتید رابطه دوستانه داشته باشیم.

 

 

راس ساعت 9 به سمت اتوبوس ها روانه شدیم در داخل اتوبوس اساتید دانشجویان رو به دو گروه تقسیم کردن و هر استاد وظیفه یک گروه رو به عهده داشت.قسمت before visiting یکسری سوالات بود دونفری همه سوالات رو پاسخ دادیم و استاد با انتخاب چند سوال بحث آزاد برگزار کرد که برای من و دوستم بسیار مفید بود.بعد قسمت دیکشنری بوکلت رو با ما کار کردن که اینم باعث شد کلی لغات جدید در مورد ساعت و موزه یاد بگیریم.

بعد از صرف صبحانه خوشمزه در اتوبوس، ساعت9:30 به موزه رسیدیم. در داخل ساختمان موزه که از دو طبقه تشکیل شده، سیر تکامل انواع ساعت های مکانیکی متعلق به قرن هفدهم تا بیستم میلادی در معرض نمایش قرار گرفته است، ساعت هایی نظیرساعت شاهینی، آونگی، رومیزی، دیواری و ایستاده که هر یک از آنها تلفیقی از هنر و صنعت ساعت سازی را به تصویر می‌کشد. گویی هنرهای مختلفی همچون مجسمه سازی، میناکاری، معرق و … در چرخ دنده‌های زمان تجلی یافته اند.

 

 

در طبقه دوم موزه ساعت های جیبی معمولی و ساعت های جیبی سفارشی متعلق به شخصیتهای برجسته تاریخی و سیاسی، ساعت های ویژه ای چون ساعت کارت زنی، شیفت نگهبانی، ساعت کشتی و همچنین ساعت های مچی در انواع مختلف دستبندی و دو زمانه به چشم می‌خورد.

 

 

در بخش تقویم ها نیز با تقویم های مختلف ایرانی، معرفی شخصیت های برجسته در امر تقویم نویسی، ماکت قدیمی‌ترین سند تاریخدار ایرانی (کتیبه بیستون) رو به رو می‌شویم که از بخش های جالب این موزه محسوب می‌شود و علاقه مندان خاص خود را دارد.

از دیگر بخش های نمایشی موزه می‌توان به بخش نمایش انواع فسیل های مربوط به دوران مختلف زمین شناسی و معرفی ساعت ها و ساعت سازان معروف اشاره کرد.

قسمت مشاهیر موزه

در اوایل سال ۱۳۹۴ شمسی، بخشی برای نمایش ساعت های مشاهیر و بزرگان علم و ادب و هنر این خاک، افتتاح شد و ۱۷ساعت در این بخش به نمایش گذاشته شده که ساعت اشخاص بزرگی چون :

سید محمود حسابی، دکتر سید مهدی الوانی: پدر مدیریت دولتی ایران، احترام سادات برومند یزدی و همسرش داوود رشیدی، دکتر عباس حرّی: دانشمند علوم کتابداری، هوشنگ مرادی کرمانی:نویسنده معاصر ایرانی، سعید سلطانی: کارگردان، امین‌الله رشیدی: خواننده و اهنگ ساز، و…

 

 

بعد از بازدید از هر دو طبقه همگی در حیاط موزه جمع شدیم و لب استخر نشستیم و اساتید دانشجویان رو به گروه های 3 نفره تقسیم کرده و به هرگروه یک کارت که شامل 5 سوال بود تحویل دادن که موضوع سوالات دررابطه با زمان بود بعد از 15 دقیقه بحث آزاد با هم گروهی هامون و اساتید ، در پایان کار گیم بسیار مفرحی رو شروع کردیم که باعث شد همگی پرانرژی و خندان به سمت  اتوبوس ها باز گشته و با گرفتن عکسهای بیادماندنی توسط عکاسان حرفه ای سفیر خاطرات شیرینی رو در یادها ثبت کنیم.

 

تور انگلیسی موزه داراباد

 

در یکی از روزهای بهاری که دلم بدجوری هوای سفریک روزه کرده بود تصمیم گرفتم تا به سایت تیوال سربزنم،چشمم به تبلیغ موزه حیات وحش خورد که مجری این برنامه سفیر گفتمان بود موسسه ای که زبانزد خاص و عام و مورد اعتماد عموم می باشد سریع تلفن رو برداشتمو از دوستم خواستم تا به همراه من در این تور شرکت کنه همینکه دوستم شنید مقصد سفر یک روزه حیات وحش دارآباده سریع مشتاقانه قبول کرد که منو همراهی کنه چون دوستم حامی حیواناته و لیسانس محیط زیست،تلفنی و مختصر درمورد موزه حیات وحش چنین گفت : موزه حیات وحش در ابتدای محدوده دارآباد و خیابان آجودانیه واقع شده،در قدیم یکی از کاخ های شمس پهلوی بوده که برای میهمانان ساخته شده ولی هیچگاه مورد استفاده قرار نگرفته بوده است و پس از انقلاب با تغییراتی برای استفاده عموم به موزه ای با محوریت طبیعت ایران تبدیل شد.این موزه در سال 1372 توسط شهرداری تهران و به منظور آشنایی با میراث فرهنگی و طبیعی و شناخت اهمیت حفاظت از محیط زیست و حیات وحش افتتاح گردید.از ویژیگیهای خاص این موزه دارا بودن بخش های جانوران زنده مانند پرندگان،خزندگان،دوزیستی ها،آبزیان،پسدانداران،نوع کم یاب ببر مازندران که خود منقرض شده است و دو نمونه از نادرترین و زیباترین پستانداران در حال انقراض،با نام های گورخر ایرانی و یوزپلنگ آسیایی در آن به نمایش گذاشته شده است.

 

صبح ساعت 8:30 در حیاط مرکزی 2سفیر گفتمان با حضور پرشور مسافران که من و دوستم هم یکی از آنها بودیم تور تفریحی آموزشی sodet  آغاز شد ، بعد از حضور غیاب و گپ و گفتگو دانشجویان با اساتید مجرب سفیر گفتمان ، همگی به سمت اتوبوسها روانه شدیم.در طول مسیر رفت به سمت موزه صبحانه ی مختصری به همراه کتابچه های آموزشی  و بج سفیرگفتمان به ما تحویل داده شد،قسمت before visiting  کتابچه ها توسط راهنماییهای  دقیق اساتید انجام شد.

جهت آشنایی با نام حیوانات موجود در موزه ، لیستی ازنام حیوانات موزه به هر کدام از ماها تحویل داده شد که با خواندن اسامی حیوانات به زبان انگلیسی دانش ما نسبت به حیوانات موجود در موزه افزایش یافت.

 

 

در قسمت تاکسیدرمی حیوانات وحشی اساتید اطلاعات مفیدی درباره حیوانات ارائه دادن از جمله تفاوت یوزپلنگ و پلنگ گفته شد مثلا خال های بدن یوزپلنگ گرد و توپر هستند اما خال های بدن پلنگ دو رنگ و دایره ای شکل نیستند.یوزپلنگ دارای نوار سیاه رنگ است که از زیر چشم او تا پوزه اش کشیده شده که به اصطلاح به آن خط اشک گویند اما پلنگ دارای خط اشک نیست.

 

درقسمت ابزیان در مورد اینکه چگونه یک اکواریوم خانگی داشته باشیم بحث شد، قسمت هیجانی موزه بخش خزندگان بود و تفاوت مارهای سمی و غیرسمی گفته شد که برای ما جذاب و شنیدنی بود.

بعد از تماشای پرندگان همگی به سمت انواع پروانه ها و حشرات  راهی شدیم،نکته جالب توجه این بخش این بود که هر شهری در ایران پروانه مخصوص با رنگی متفاوت را دارا می باشد.

بخش حیوانات آسیایی و اروپایی نیز یکی از بخش های پر آموزنده ای بود مثلا تفاوت گورخرهای ایرانی با اروپایی .

بعد بازدید از حیوانات و یادگیری مطالب آموزنده در موزه،درمحل تجمع کنفرانس ها طرز ساخت پرنده درنا با کاغذهای رنگی توسط استاد اوریگامی یاد گرفته شده که باز هم یکی از بخش های آموزنده شیرین بود.

 

 

در انتهای بازدید بازی مفرح و هیجان انگیز اسم و فامیل انگلیسی با گروهبندی اساتید انجام شد که باعث شد یک خاطره خوب و بیادماندنی از تور را برایمان  به ارمغان بیاورد.

 

بعد از یک گیم شاد همگی خوشحال و شاد وپرانرژی  به سمت اتوبوس راهی شدیم بعد از کامل کردن فرم نظرسنجی ها و نوشیدن آبمیوه خنک قسمت after visiting که بصورت free discussion  بود انجام شد که این عامل باعث شد تا انگیزه مسافران در شرکت در بحث آزاد بالا برود.

 

در انتهای تور بعد از خداحافظی گرم تورلیدرها که همگی اساتید خوب سفیر بودند من و دوستم  تصمیم گرفتیم خودمون رو به نزدیکترین موسسه سفیر گفتمان رسانده و به عنوان دانشجو در سفیرگفتمان به تحصیل بپردازیم.

تور به زبان انگلیسی به کاخ نیاوران

 

وقتی تبلیغ کاخ نیاوران روی سایت سفیر دیدم به یاد دوران بچگیم افتادم که از طرف مدرسه بارها و بارها به کاخ نیاوران رفتیم و در انتهای بازدیدمون همیشه به ما میگفتن موضوع انشای این هفته شما در مورد کاخ نیاوران میباشد چیزی که از اون دوران بیاد دارم بازیهای کودکانه و وخوردن چیپس و پفک بود.ولی اینبار تور کاخ نیاوران از طرف سفیرگفتمان بودش و چون تجربه سفر با sodet را چندین بار داشتم، میدونستم تجربه کاخ نیاوران با سفیر مخصوصا به زبان انگلیسی و با استاد ترم قبلی تجربه ای شیرینی خواهد بود.

طبق معمول همیشه ساعت 8:30 صبح در حیاط مرکزی2 جمع شدیم از همکلاسیهای ترم قبل هم حضور داشتن که من با دیدنشون بسیار خوشحال شدم. بعد پذیرایی چایی و بیسکوئیت و حضور غیاب و معرفی اساتید همگی پرانرژی به سمت اتوبوس ها راهی شدیم خوشبختانه با دوستانم همگی در یه گروه و در یه اتوبوس بودیم.داخل اتوبوس به هر دانشجویی کتابچه و بج وصبحانه خوشمزه تحویل داده شد.استادمون از ما خواستن تا قسمت بیفور کتابچه رو با دوستمون انجام بدیم بعد بحث آزاد انگلیسی با کل مسافران داخل اتوبوس داشتیم که این باعث شد تا همه درگیر صحبت باشن و مسافت 40 دقیقه ای به سرعت بپایان برسد.

 

 

ابتدای بازدیمون همگی در حیاط کاخ جمع شدیم وو استاد با تجربه ی تور در مورد تاریخچه نیاوران اینکه مجموعه فرهنگی تاریخی نیاوران در باغ بزرگی به مساحت حدود ۱۱ هکتار در شمال تهران، در میدان شهید باهنر (میدان نیاوران) قرار دارد که از زیبایی و جذابیت طبیعی و تاریخی فراوانی برخوردار است. بناهای مجموعه کاخ نیاوران متعلق به دوره‌های قاجار و پهلوی است. ابتدا شاهان قاجار کاخ نیاوران را مکان خوش آب و هوا جهت اقامت ییلاقی خویش برگزیدند. فتحعلی‌شاه قاجار برای تفریحات تابستانی خود دستور می‌دهد تا در منطقه‌ای خوش آب و هوا خارج از شهرتهران که وسعتی بسیار کمتر از امروز داشت باغی مصفا بسازند. در کنار روستایی که «گُرده‌وی» یا «گُرده‌به» خوانده می‌شد و در نیاوران امروز قرار داشت به جای نیزاری که در همسایگی روستا واقع بودباغ را ساختند. باغ ییلاقی فتحعلی‌شاه که در جای نیزار ایجاد شد را «نی‌آوران» نامیدند که بعدا به نام «نیاوران» مشهور شد. اکنون محوطه کاخ شامل کاخ اختصاصی نیاوران وموزه ی پارچه و لباس‌های سلطنتی، کاخ صاحبقرانیه و موزه‌ی حوضخانه، کوشک احمدشاهی، موزه‌ی جهان‌نما، کتابخانه اختصاصی، موزه‌ی خودروهای اختصاصی کاخ نیاوران و باغ کتیبه‌ها است.

 

 

بعد عکس دسته جمعی که قرار بود در سایت همه عکسها رو ببینیم ذوق دیدن عکسها منو هیجان زده می کرد.دوباره به دو گروه تقسیم شدیم گروه ما به سمت کوشک احمدشاهی روانه شدیم گروه دوم به کاخ تخصصی رفتند.کوشک احمدشاهی در وسط باغ ساخته شده بود و مقابل آن استخر بزرگی وجود داشت که با نگاه کردن در استخر کل ساختمان کوشک دیده می شد. کوشک احمدشاهی یکی از قدیمی‌ترین بناهای کاخ نیاوران است. این بنا دارای معماری زیبایی است و در آن اشیا و اسناد گرانبهایی نگهداری می‌شود. در قسمتی از این ساختمان یک گالری از تصاویر و اسناد احمدشاه قاجار قرار دارد. احمدشاه قاجار در سن ۱۲ سالگی به حکومت رسید و تا زمانی که به بلوغ برسد ابتدا عضدالملک و سپس ناصرالملک از سران ایل قاجار نایب‌السلطنه بودند. در این گالری تصاویر دوران مختلف زندگی احمدشاه از کودکی تا بزرگسالی به نمایش درآمده است.

 

در پایان بازدید از کوشک احمدشاهی نوبت محل بازدید خود را به گروه بعدی دادیم و راهی کاخ تخصصی شدیم. در گوشه‌ی شمال شرقی باغ نیاوران، بنای کاخ نیاوران با مساحتی در حدود ۹۰۰۰ متر مربع در دو طبقه و یک نیم طبقه قرار در ابتدا این کاخ را به عنوان محلی برای پذیرایی سلطنتی و اقامت میهمانان عالی رتبه دربار طراحی کردند، اما در حین عملیات اجرایی با اعمال تغییراتی در کاربری به محل سکونت محمدرضا پهلوی و خانواده او اختصاص یافت.

 

احداث این کاخ در نهایت با وقفه‌ای که در ساخت آن پیش آمد در سال ۱۳۴۶ هجری شمسی به اتمام رسید و در سال ۱۳۴۷ هجری شمسی مورد بهره‌برداری قرار گرفت و تا واپسین ساعات خروج خانواده پهلوی از کشور محل اصلی سکونت محمدرضا پهلوی و خانواده وی بود.  طبقه همکف این بنا شامل سرسرای بزرگی است که کلیه اتاق‌ها در اطراف آن شکل گرفته‌اند، از آن جمله می‌توان به سینمای اختصاصی، اتاق غذاخوری، سالن پذیرایی، اتاق انتظار و راهروهای فرعی و همچنین تالار آبی اشاره کرد. در نیم طبقه‌ی این بنا اتاق کار، اتاق کنفرانس و دفتر منشی فرح دیبا و اتاق خواب لیلا و اتاق ندیمه او قرار دارد. در طبقه سوم اتاق خواب و استراحتگاه نیمروزی محمدرضا پهلوی، اتاق آرایش و لباس فرح دیبا و همچنین اتاق‌های فرزندان شاه و ندیمه‌هایشان قرار دارد. در انتهای مسیر بازدید اتاقی در راه پله‌ها قرار دارد که لباس‌های رسمی و نظامی و مدال‌ها و نشان‌های محمدرضا پهلوی در آن نگهداری می‌شود.

بعد از اتمام تور با کوله باری از اطلاعات مفید به سمت اتوبوس ها راهی شدیم،با هم گروهیهای خود قسمت after visiting  رو انجام دادیم و استاد از ما خواست تا بحث آزاد درباره بهترین اتفاقات زندگی را در اتوبوس مطرح کنیم و این فرصت به همه داده شد تا به موضوع فک کنن و کلی تا رسیدن به حیاط مرکزی گفتگوی مفید و شادی داشته باشیم.

تور تهرانگردی انگلیسی ستاره شناسی

 

مرکز ستاره شناسی و نجوم

 یک هفتس که شبها از پنجره اتاقم ساعتها خیره به آسمان تهران می شم ولی متاسفانه ستاره ها  به خاطر آلودگی  شهر و دود ماشین ها قایم شدن و دیگه درخشش و زیبایی سابق رو ندارند.صبح به همسرم گفتم: که دلم یه آسمان پر از ستاره می خواد همسرم گفت: آخر هفته به یکی از شهرهای کوچیک اطراف تهران بریم تا شما ستاره ها رو از نزدیک ببینی.هردوی ما دانشجوی سفیر هستیم و عصری بعد کار روانه کلاس زبان شدیم،  زمانی که در کلاس نشسته بودیم منشی واحد وارد کلاسمون شد و خبر بسیار مسرت بخشی رو اعلام کرد اینکه آخر هفته یه تور به زبان انگلیسی به مقصد مرکز نجوم و ستاره شناسی برگزار خواهد شد، هردو خوشحال بعد کلاس جلوی کانتر واستادیم و سریع برای تور آخر هفته ثبت نام کردیم.واای باورم نمی شه از خدا یه آسمون پرستاره درخشان خواستم که آرزوم خیلی سریع برآورده شد….

ساعت 9صبح روز سه شنبه در حیاط واحد میرداماد خواهران، صندلی ها و یه میز صبحانه چیده بودن و فضای بسیار صمیمی ایجاد کرده بودن که حس خوبی به آدم میداد، با ورود تورلیدرها و اساتید فضای حیاط خیلی شادتر و دلچسب تر شده بود چون قبل حرکت اساتید با پرسیدن سوالات و بازی صندلی داغ جوی ایجاد کرده بودند که هیچ کدام از ماها حس غریبگی نداشتیم.

 

 

ساعت 9:30 سوار اتوبوس شدیم و روی صندلی های اتوبوس بوکلت و مداد و بج گردنی و یه پک صبحانه گذاشته بودن ، با همسرم ردیف آخر نشستیم و استاد خوشرو از ما  خواست تا قسمت سوالات before visiting  رو با دوستمون دونفری جواب داده و با در دست داشتن میکروفن هر گروهی که داوطلب بودن از جمله من وهمسرم پاسخگوی سوالات شدیم که این عامل باعث شد تا بحث آزاد در اتوبوس داشته ب و فضای دوستانه گرمی بین ما ایجاد شود.

 

 

ساعت 10 به مرکز نجوم رسیدیم یک حیاط بزرگ و سرسبز و یه ساختمون شیک و بزرگ وسط حیاط  قرار داشت در پشت بام ساختمون رصدخانه ای با گنبد سفید قرار داشت.استادمون اطلاعاتی درباره موسس مرکز آقای دکتر دالکی و مرکز نجوم رو بهمون اینطوری بیان کردن که..

مرکز علوم و ستاره شناسی تهران ” وابسته به معاونت اجتماعی و فرهنگی شهرداری منطقه یک تهران ، در شمال تهران در سال ۱۳۷۹ در زمینی به مساحت ۶۰۰۰ متر مربع و ساختمانی با زیر بنای ۳۰۰۰ متر مربع ،در دو طبقه و در محیطی آرام و زیبا بنا گردیده است. این مرکز با هدف آشنایی دانش آموزان ، دانشجویان ، دانش پژوهان و عموم مردم با علوم پایه ،پایه گذاری و دانش پژوهان و دانشجویان بسیاری دز این مجموعه حضور فعال و کارآمد دارند.
در تبیین این هدف ، بازدید کنندگان قادرند آزمایش های لازم را به کمک اطلاعات مکتوب مجاور هر دستگاه و راهنمایی کارشناسان انجام دهند .
امکانات و فضاهای این مجموعه عبارتند از:
تالار کهکشان “ ، در سقف این تالار گنبد نیلگون آسمان طراحی شده و هدف از آن آشنایی بازدید کنندگان با صورت های فلکی ، ستارگان ، سیاره ها ، منظومه خورشیدی و کهکشان ما می باشد. همچنین در این تالار امکاناتی فراهم آمده که همایش ها ، جشنواره ها و برنامه های مختلف علمی نیز برگزار شود .
سالن ترازو ها ” ، سالنی است که درآن با استفاده از ترازوهای مختلف وزن افراد در سیارات گوناگون مقایسه می گردد.
سالن فیزیک “ ، سالنی است که در آنها دستگاههای مختلف جهت آزمایش های گوناگون در زمینه های علوم پایه از جمله مکانیک ، نور ، امواج و اصوات ، الکتریسیته ، مغناطیس و لیزر تعبیه شده و افراد با استفاده از این دستگاهها آزمایش های مختلف را انجام واز آنها بازدید می کنند.
سالن تفکر” ، دارای وسیله های بسیار جالبی است که بصورت معماهای مختلف افراد را از نظر هوشی مورد ارزیابی قرار می دهد.
سالن سینمای سه بعدی “ ، سالنی است که فیلم های مختلف علمی را به صورت سه بعدی و قابل لمس برای بازدید کنندگان محترم به نمایش میگذارد.
سالن نمایش لیزری “ ، در این سالن دستگاههای مختلفی در زمینه کاربرد علوم اپتیکی از جمله : نمایش لیزری با طیف دید بالا و دستگاه هولوگرام ، فیبر نوری ، دستگاه مایکلسون – مورلی و حکاکی لیزری جزء تجهیزات این سالن می باشد.
رصد خانه “ ، این رصد خانه مجهز به تلسکوپ های۸،۱۲،۱۴ اینچی اشمیت کاسگرین با سامانه جستجو گر خودکار به همراه جی.پی.اس ، پنج عدد تلسکوپ بازتابی و شکستی و یک دستگاه دوربین دو چشمی پیشرفته می باشد. این رصد خانه علاوه بر رصد خورشید و ماه و اجرام غیر ستاره ای به پدیده های نجومی از جمله : خورشید گرفتگی ، ماه گرفتگی و گذر سیارات نیز می پردازد و همچنین قابلیت آن را دارد در صورت مساعد بودن شرایط جوی رصد روزانه و شبانه در طول هفته برگزار نماید.

 

 

همه سالنها زیبایی خاص خودشونو داشتند و استاد با تجربه و لیدرهای محترم خود مرکز بهمون کلی اطلاعات مفید درباره نجوم و سیارات و نشانه های زودیاک هرماه رو بهمون دادند. منم که یه هفته در انتظار دیدن یه آسمون پر از ستاره بودم با ورودمون به سالن کهکشانها و دیدن کلی ستاره درخشان و سیارات مختلف در سقف سالن به وجد اومده بودم.

در انتها وارد سالن ترازوها شدیم که برامون کلی تازگی داشت  در حین ناباوری وزن هر فرد رو در سیارات مختلف، متفاوت نشون میداد و وزن انسان بخاطر نیروی جاذبه بیشتر از سیارات دیگه بود.

 

 

با گرفتن اطلاعات فراوان و مفید از اساتید و لیدرها،همگی باذوق به سمت کتابخونه رفته و کلی کتاب و DVD درباره نجوم و ستارگان خریدیم، تا با SELF STUDY  درخانه بیشتر به معلوماتمون بیافزاییم.

در پایان کار در حیاط مرکز ، زیر سایه درختان سرسبز حیاط روی نیمکت ها نشستیم و گیم باحال با سیارات رو داشتیم به این ترتیب که هر دانشجویی یک عکس از عکسهای سیارات رو انتخاب میکرد و سریع در داخل صف ترتیب سیارات قرار می گرفت.

 

 

ساعت 12:30 سوار اتوبوس شدیم و هرکسی با دوستش در کنار هم نشستند و استاد پرانرژی و مهربون از ما خواست تا قسمت AFTER VISITING رو جواب داده و بعد از 15 دقیقه جوابها رو با ما چک کرد و در انتهای کار به موزیک انگلیسی گوش داده و کمی استراحت کردیم  تاا اینکه به واحد میرداماد رسیدیم. تجربه یک تور عالی رو با همراهی همسرم داشتم.از سفیر SODET  خیلی ممنونم.

 

تور باغ پرندگان

 

وقتی آلبوم دوران کودکیم رو ورق می زدم عکس جالبی توجهمو به خود جلب کرد عکس درباره باغ پرندگان بود وقتی 7 سالم بود، پدرم بعد مدرسه دنبالم اومده بود و باهمون لباسهای مدرسه و بستنی به دست و خوشحال وارد باغ شده بودیم.عصری با فکروخیال باغ پرندگان وارد سفیر شدم و اون روز میان ترم داشتیم همونطور که داشتم وارد کلاس می شدم پوسترهای روی بولتن کلاس رو خوندم چون همیشه مطالب جالب و جذاب و آموزشی را به ما یاداوری می کنن.پوستر روی بولتن این هفته در مورد تور یک روزه به باغ پرندگان بود چه تصادف جالبی، سریع بعد امتحان به کانتر رفته وبا دوستام برای تور باغ پرندگان ثبت نام کردیم.

 

 

روز موعود ساعت 8:30 در حیاط واحد قلهک خواهران جمع شدیم و تورلیدرها در حیاط مشغول پذیرایی و خوش آمدگویی گرم و حضورغیاب شدن ما رو به دو گروه تقسیم کردن و 2 اتوبوس د رسرکوچه یزدانیان منتظر ما بود همگی پرانرژی وارد اتوبوس شده و خیلی سریع به ما کتابچه و اسنک و بج دادن و اساتید خوشرو از ما خواستن تا در کتابچه ها قسمت بیفور رو باز کرده و عکس حیوانات با نام انگلیسی آنها match کنیم بعد قسمت سوالات بیفور رو انجام دادیم به این صورت که برای پاسخگویی سوالات که حالت بحث آزاد داشت رو با دوستانمون به اشتراک گذاشتیم و با استاد و بقیه حاضرین  در اتوبوس مطرح کردیم.

 

 

موقع پیاده شدن از اتوبوس به هرکدام از ما آب معدنی دادن و به ما قبلا گفته بودن که با خودتون عینک آفتابی و کلاه به همراه داشته باشین. با ورود به محوطه باغ اولین چیزی که جلب توجه میکند طوطی های سخنگو هستند که به شما خوشامد میگویند. پرندگانی نظیر کبوتر،طوطی،کلاغ،خروس،فنج و . . . در این محوطه قرار گرفته اند.فضای بکر طبیعت باغ پرندگان تهران، که در ساختنش از طبیعی ترین ابزار نظیر سنگ و چوب و نی و پوشال استفاده شده نمای زیبا و خاطره انگیزی را به وجود آورده که رهگذران ترجیح می دهند هرازگاهی روی نیمکت های چوبی باغ بیاسایند و از تماشای یکی از مکان های دیدنی تهران لذت ببرند.از شاخصه های باغ پرندگان تهران طراحی زیبا و منحصربه فرد محوطه باغ است. محوطه باغ پرندگان تهران را مسیرهای سنگفرش شده که توسط درختان و گل های زیبایی محصور شده است در بر گرفته است. مسیرهای پیچ در پیچ به همراه مناظری پوشیده شده از گل و سبزه، آلاچیق های زیبا، آبشارها و برکه های کوچک و بزرگی که در باغ روان است، پل های چوبی زیبا همه از ویژگی هایی است که باغ پرندگان تهران را به یکی از جاهای دیدنی تهران بدل کرده است.

 

 

در شمالی ترین قسمت باغ پرندگان تهران گونه هایی از عقاب ها که بر روی درختان تنومند اما بی شاخه نشسته اند خودنمایی می کنند. برخی گونه های لاشخور هم در این قفس که بزرگترین قفس باغ است به چشم میخورند.در قسمت میانی باغ پرندگان تهران پرندگانی نظیر قرقاول،طاووس،پلیکان،فلامینگو و . . . قرار گرفته اند. این محدوده توسط آبشارها و برکه های بزرگی که از بالادست باغ آبگیری می شوند احاطه شده است و منظره بسیار زیبایی را ایجاد کرده است.در محدوده جنوبی باغ هم پرندگان نام آشنایی هم چون اردک،قوی سیاه و سپید،غاز و . . . به چشم می خورند. یکی از زیباترین صحنه هایی که ممکنه اینجا ببینید شنا کردن قو های زیبا در کنار یکدیگر است.

اساتید مطالب ارزشمندی درباره گونه های مختلف حیوانات به ما ارائه دادن اطلاعاتی که من در کودکی از آن غافل بودم و بجز اسم حیوانات چیز دیگری نمیدونیستم.

 

 

بعد چندین ساعت پیاده روی و گپ و گفتگو به زبان انگلیسی با همراهان و اساتید،ساعت12:30 به سمت اتوبوس ها رفته و بعد از نوشیدن آبمیوه خنک قسمت after visiting کتابچه رو انجام دادیم برای رفع خستگی و گرفتن انرژی دوباره موزیکی انگلیسی درباره طبیعت پخش شد و از ما خواستن تا به موزیک گوش داده و جملات رو تا هرجایی که میتونیم بخوونیم.

تور بسیار بیادماندنی و شیرینی بود مخصوصا با ثبت خاطرات از طریق عکس و فیلم.البته به ما گفتن که عکس های دسته جمعی تور رو در سایت سفیر میتونیم ببینیم.

 

 

 

 

تورهای تفریحی- آموزشی SODET با هدف خلق تجربه ای شیرین برای شرکت کنندگان، مدتی است توسط موسسه زبان سفیرگفتمان در حال برگزاری است. در این تورها که به زبان انگلیسی و با همراهی اساتید سفیر و با اجرای فعالیتهای آموزشی در طول مسیر برگزار میشود، محل ها و مراکز دیدنی تهران شامل موزه ها، کاخ ها، عمارات، باغ موزه ها و … مورد بازدید قرار میگیرند. در سفر اخیر، بازدید از مدرسه تاریخی دارالفنون و عمارت مسعودیه بود. در بازدید از مدرسه دارالفنون که برای اولین بار در برنامه تور سفیر قرار گرفته بود، حضور اساتید گران مایه دارالفنونی همچون استاد کیوان و دانش آموختگان فرهیخته ای همچون جناب آقایان خانلرخانی و چیت ساز، موجبات افتخار آکادمی زبان سفیر گفتمان و بازدید کنندگان سفیری را فراهم نمود.

 

 

خلاصه ای از این سفر به روایت یکی از بازدیدکنندگان تقدیم دوستداران این مجموعه می گردد :

مدرسه دارالفنون

بازدید امروز من از این نیمه ی گمشده ی دنیا ، قلب دلم را به تپش درآورد.

هنگامی که سر بالا می گرفتم ،درخشش و بازتاب الوان رنگارنگ دیوارها ، سر در و منبت کاری های خلاقانه ی این بنا در چشمم منعکس میشد  و چشمانم کلمه ی دارالفنون را که هر یک از پرتوهای خورشید روی هر حرف آن میدرخشید، با نهایت وجود درک میکرد و قلب بیقرار من همچون کودکی  بیشتر قدم برمیداشت تا از راز آن همه شگفتی با خبر شود.

تمامی منبت کاری های زیبای دارالفنون را با گوشه گوشه ی قلبم درک میکردم. درختان سر به فلک کشیده ای که از آن زمان هنوز هم درکنار یکدیگر شب را روز میکنند و روز را شب و تلخی و شیرینی روزگار چشیده اند ، با حرکت شاخه ها برگ های  سبز خود در باد گویی به ما خوش‌آمد میگفتند.

 

نقش ها طرح ها و زیبایی ها را میدیدم و لبخند میزدم. کلاس ها پر بود از وجود خالی دانش آموزان و معلمانی که اکنون فقط عکسی از آن ها بر روی دیوار ها ی پر از خاطره برجای مانده است دیوار هایی که اطمینان دارم دلشان پر است پر از گفتن سخنانی از آن دوران. دیدار با یک معلم  ادبیات  ، بسیار ارزشمند و گران بها امیدی است که دل را روشن میکند  و جلوه پرمهری به آن بنا میدهد. استادی دلسوز و فرهیخته  با موهای سپید و پر از خاطرات گفتنی، ظریف و ارزشمند در این مدرسه ی قدیمی با لبخند به ما مینگرد و سخنانی ارزشمند تر از هر گوهر دیگری به زبان می آورد که روح را از جسم فارغ میکند. هر تار از آن موهای سپید، زیبایی ها و سخنانی نهفته در دل دارنــد.

 

 

دست در دست خواهرانه ی خواهرم  ، پا به پای هم قدم برمیداشتیم و هرچیزی را که میدیدیم و به شوق می آمدیم ، شوق را در قلب یکدیگر حس میکردیم . با هر قدم گویی ذره ای خاطره و تصویر و تصوراتی از این مدرسه در قلب و ذهن ما راه میافتند.

 

عمارت مسعودیه

 

عمارت مسعودیه را با آن همه زیبایی چگونه میتوان توصیف کرد که در ذهن جای گیرد؟

فقط باید چشمانت را ببندی دستانت را همچون پر عقابی از یکدیگر بگشایی و با هر نفس ، عطر و خاطرات و اتفاقات آن زمان را با تمام وجودت درک کنی. زمین سنگ فرشش را  بسیار دوست داشتم . چشمانم را به آن عمارت زیبا دوختم و تا عمق چشمانم آن را به خاطر سپردم . ماهی های قرمز و سفیدی که با تابش نور خورشید درخشش چند برابری پیدا کرده بودند در آن حوض بزرگ جلوی عمارت به رقص در می آمدند. هنگامی که در ویزور دوربینم آن ها را تماشا میکردم تا تصاویر زیبایی از این  زیبایی خدا را ثبت کنم، گویی ماهی ها برایم ژست میگرفتند و لبخند میزدند. دنیای جالبی است هرگوشه از این دنیا رازی نهفته وجود دارد. چه خوب است پا به پای همسفران، نقطه ی این جهان را قدم بزنیم و با چشمان خود آن ها را درک کنیم.

تور تهرانگردی موسسه زبان سفیر

 

در یک شنبه خنک طوفانی با همکارم مشغول کار بودیم و برای آخر هفته برنامه ریزی می کردیم که کجا بریم؟در سفیرمال تبلیغی درباره تورهای یک روزه توجه مارو به خود جلب کرد تبلیغ درباره تور ایران باستان و آبگینه بود هردو موزه هایی هستند که فضایی بسته قرار دارند و مجبور نبودیم تا برای بازدید از موزه در هوای خنک و سرد پیاده روی طولانی داشته باشیم،خلاصه مشتاقانه ثبت نام کردیم.

روز موعود ساعت 8:30 با همکارم به واحد نارمک خواهران رفتیم همگی در چند کلاس جمع شدیم و اساتید با خوشرویی خوش آمدگویی گفتن و حضور غیاب ها انجام شد. همینکه وارد اتوبوس شدیم کتابچه های آموزشی به همراه میان وعده و بج به هر کدام از ماها تحویل دادن.اساتید مجرب و دوست داشتنی از ما خواستن تا به کتابچه ها رجوع کرده و قسمت before visiting  رو با همسفر بغل دستیمون انجام بدیم. به ما کارتهایی داده شد روی هر کارتی سوالی نوشته شده بود که بایستی با هم گروهی خودمون جواب داده و به صورت بحث آزاد در اتوبوس برای همه بازگو می کردیم .

به حیاط موزه ایران باستان که رسیدیم همگی دور استاد حلقه زدیم و استاد در مورد تاریخچه موزه اطلاعات ارزنده ای را ارئه دادن بعد از گرفتن عکس دسته جمعی داخل موزه رفته و در حین بازدید از اشیا قیمتی آنجا اساتید محترم اطلاعات مفیدی درباره اشیا داخل مجموعه به ما دادن اینکه : موزه ملی ایران با قدمتی حدود 8۰ سال، نه تنها بزرگترین موزه باستان شناسی و تاریخ ایران است بلکه از نظر حجم، تنوع و کیفیت آثار جزء یکی از چند موزه بزرگ جهان نیز محسوب می‌شود. این موزه در فرهنگ موزه داری ایران به عنوان موزه مادر محسوب می‌شود.

موزه ملی ایران شامل دو ساختمان مجزا به نام‌های “موزه ایران باستان” و “موزه دوره اسلامی” است. این موزه با زیر بنایی در حدود بیست هزار متر مربع در زمینی به مساحت ۱۸۰۰۰ متر مربع و با حدود سیصد هزار شی باستانی مهمترین موزه کشور محسوب شده و در رابطه با فرهنگ و هنر ایران غنی ترین موزه جهان به حساب می‌آید. موزه ملی ایران مهمترین موزه کشور در خصوص نگهداری، نمایش و پژوهش مجموعه ‌های باستان شناختی ایران است.

تور تهرانگردی - موسسه زبان سفیر

من و همکارم درهوای مطبوع داخل موزه مشغول گفتگو به زبان انگلیسی و گوش دادن به توضیحات اساتید و عکس گرفتن بودیم. بعد از بازدید همگی دوباره در حیاط موزه جمع شدیم و استاد اوریگامی نحوه درست کردن لب سخنگو با کاغذهای رنگی رو به ما یاد داد. سوار اتوبوس شدیم سفر دوم رو شروع کردیم و راهی موزه آبگینه شدیم در طول مسیر آبمیوه خوردیم و بحث آزاد داشتیم که خیلی موثر بود به خصوص برای ما که در سطح intermediat  مشغول یادگیری هستیم.به موزه آبگینه که رسیدیم اساتید همچنان پرانرژی به ادامه انتقال مطالب مفید پرداختن و یک تیم عکاسی مجهز مشغول ثبت لحظات ناب سفر بودن و به ما قول دادن که تا 2 روز بعد تور عکسها در سایت سفیر قابل مشاهده هستن.موزه آبگینه  و سفالینه تهران در یکی از خانه های تهران واقع شده است و به طور تخصصی به نمایش ظروف و اشیای آبگینه و سفالینه از گذشته های بسیار دور می پردازد.این موزه از نظر ارزش آثار گرانبهای نگهداری شده در آن،معماری بسیار زیبای دوران قاجار،میزبانی سفارتخانه ها مصر و افغانستان پس از انقلاب و همین طور قابل توجه و ارزشمند است.

تور تهرانگردی - موسسه زبان سفیر

در حیاط زیبای موزه آبگینه اساتید بازی هیجان انگیزی رو برای ما ترتیب دادن ،این فعالیت درباره مرور لغات قسمت glossary بود که هم نکته آموزشی داشت و هم تفریحی به این صورت که به دو گروه تقسیم شدیم و فلش کارتهایی به اعضای هر دو گروه داده شد و روبروی گروه ها تخته ای زده شده بود و لغاتی از قبل چسبانده شده بود، هر گروهی که سریعتر مترادف لغتش را پیدا کرده و به سمت گروه خود برگشت ،آن گروه برنده اعلام می شود که متاسفانه گروه ما برنده نشد.

بعد از بازی مهیج همه پرانرژی به سمت اتوبوس ها روانه شدیم و بعد از نوشیدن آبمیوه و تکمیل فرم نظرسنجی، اساتید از ما خواستن که قسمت AFTER VISITING را با همسفرمون انجام بدیم و جواب سوالات مورد بحث قرار گرفته شد بعد یه سری عکس که از موزه ایران باستان و آبگینه نشون دادند و از ما خواستن تا به انگلیسی بگیم که به نظرم قسمت قابل توجهی

 ازفعالیت بود باعث شد تا اشیا موزه ها را به انگلیسی مرور کنیم.

و بالاخره تور به خوبی و خوشی به پایان رسید و مشتاقانه منتظر تور بعدی  هستم که البته خوبیش اینه که میتونیم برای تمام تورهامون از طریق برنامه از پیش تعیین شده سفیر برنامه ریزی کنیم.

 

 

 

در یک روز پاییزی، مهمان تورِ مؤسسۀ سفیر در کاخ سعدآباد شده‌ام. تور مرکب است از دو اتوبوسِ نه چندان بزرگ از زبان‌آموزان که همراه با 5 نفر از لیدرهای مؤسسه ، قرار است ساعت 9 صبح  از خیابان شریعتی، قلهک به طرف کاخ سعدآباد به راه بیفتند. تقریباً به موقع، عازم می‌شویم. روی هر صندلی، برای هر شرکت‌کننده، کارت شناسایی مؤسسه قرار داده شده همراه با دفترچه‌ای کوچک به انگلیسی با موضوع محلی که عازم دیدنش هستیم. اولین کار، آشنا شدن با اسامی حاضران است. و البته، پذیرایی. شمشیر داموکلس هم در همه جا بالای سرمان تاب می‌خورَد که : Farsi= ice cream .حاضران خوش‌روحیه‌اند.

اولین تکلیف: به پنج سؤال مندرج در دفترچه پاسخ دهید . هنوز اتوبوس به تجریش نرسیده است. گفتگو دربارۀ تأثیر و فایدۀ تاریخ و مراقبت از آثارِ باقی‌مانده از گذشته است. نوبت می‌رسد به دومین تکلیف. رجوع به glossary  ،کلمه‌ها را با هم تلفظ و تکرار می‌ کنیم و توضیحشان را می‌خوانیم. در فرصتی کوتاه، سعی می‌کنیم آنها را حفظ کنیم و بعد ، نوبت به پرسش می‌رسد. پرسشی شاد و شیطنت‌بار، و این بار از توضیح کلمه  به بیان خود آن. سربالایی زعفرانیه را بالا می‌رویم. شیطنت‌های ردیف‌های آخر برقرار است، البته با طعم انگلیسی

و حال، پیاده شده‌ایم، در میدانگاه ورودی کاخ ، که دو سه سرباز که اونیفورم بنفش غریبی به تن دارند، از آن محافظت می‌کنند. در نقطه‌ای جمع می‌شویم. تاریخچۀ ساخت کاخ از دورۀ قجری بیان می‌شود؛ وسعتش، قیمتش، دست به دست شدن‌هایش ، و آن کلمۀ  irrigate که در glossary  آمده بود. همه کارت‌های شناسایی برگردن دارند. می‌ایستیم و اولین عکس دسته‌جمعی را می‌گیریم. آنجاست که متوجه می‌شوم جوان‌ترین عضو گروه، گویا هنوز یک‌ساله هم نشده. پسرک خوشرویی که در “آغوش” ی که مادرش به خود بسته، همراهی‌مان می‌کند. نامش: آبتین. به نظرم می‌رسد که مادرش مدتی در کشوری انگلیسی زبان زندگی کرده است. [ همان حدود، بی سر و صدا، جامِ مسِن‌ترین فرد ، شاید مادربزرگ جمع ، را به خودم می‌دهم . البته، مثل همیشه، میانه‌ای با سِلفی گرفتن ندارم. عکس من هم می‌مانَد در خاطرۀ رؤیاهای تعبیرنشدۀ کاخ.]

مقابل ورودیِ کاخ شمس که همان موزه پوشاک سلطنتی است، عکس دسته‌جمعی دیگری می‌گیریم. تصویرِ چندتایی چهره‌های قاجاری با لباس‌هایی متعلق به سه دورۀ آن خاندان، به دیوار نصب شده‌اند. اولین اثر هنری در بدو ورود به این قسمت، پارچه‌ای شنل مانند روی بدن مانکنی است که لباس کرباسی به تن دارد. پارچۀ شنل، کولاژی ازعکس‌های درباریِ قاجار است. می‌خوانم که سال 96 را آنجا نصب شده، اما نام هنرمند سازنده‌اش را ضبط نکرده‌ام ــ حیف.  لباس‌ها، پاگون‌های نظامی، که دکمه‌هایشان ساخت کارخانه‌ای سوئدی بوده. قباهای تشریفاتی درباری، چند لباس سنگ‌دوزی‌شده از خاندان سلطنتی. و پیراهن و شنل تاجگذاری شهبانو. کار طراحان و دوزندگان فرانسوی. حتماً در زمان خود بسیار مجلل و زیبا بوده. اما دیدنش که آن را روی بستری که با ملافۀ سفید پوشانده شده، دراز کرده‌اند، توی ذوق می‌زند.

باز هم لباس‌های رسمی: پیراهن، کت و دامن. این بار دقت می‌کنم که طراح آنها، عامداً ، از نقش‌های بته جقه، گل و بته ، کلاقه‌ای‌های آذربایجان، و سوزن‌دوزی‌های بلوچ روی لباس‌ها استفاده کرده. همان چیزی که همیشه، زنان هنرمند کشورم را که بی سر و صدا، تکلیف‌وار، هنرهای دستی‌شان را خلق می‌کنند، در نظرم ، بالا می‌بَرَد و در تابش نوری آمیخته با احترام قرار می‌دهد.

به موزۀ آشپزخانه رسیده‌ایم. با آنکه شخصاً، با آشپزی، آن هم حرفه‌ایش، چند سالِ نوری فاصله دارم، از مشاهدۀ فِر و اجاق مرکزی آشپزخانه لذت می‌برم. فکر کن: در همان لحظاتی که چند ماهیِ بزرگ دارند بخارپز می‌شوند، نان‌های کروسان دارند در فِرِ پایینی برشته می‌شوند و روی آن‌یکی شعله، سوپی که شیر به داخلش جاری شده، دارد قُل می‌زند. آقای آشپزِ اصلی مجسمۀ باابهتی دارد. در اتاقِ غذاخوریِ کارکنان، چشمم به سینی استکان‌های کمرباریک می‌افتد، و تلویزیونی در قاب چوبیِ بزرگ که آن سال‌ها مُد بود ، و آن ضبط صوت پرتقالی رنگِ گِرد، که حال و هوای دهۀ 70 میلادی را هنوز دارد. ظرف‌ها، لیوان‌ها، سینی‌ها ومجمعه‌های هنری. و آن تخم‌مرغ‌ها و شقه‌های گوشت مصنوعی که در یخچال‌ها جا خوش کرده‌اند. ماهی‌هایی که لابد سال‌هاست همان‌طور برش‌خورده درون ظرف‌ها مانده‌اند. بیرون که می‌آییم، نوبت پاسخ دادن به سؤالی می‌رسد که مطرح شده بود: تفاوت سه نوع پختِ grill ، roast، و barbeque  .

ساختمانی دیگر. موزه ملت یا کاخ سفید. اتاق خصوصی شاه. اتاق استراحت ملکه. رنگ‌ها هماهنگ انتخاب شده‌اند. به‌خصوص، از رنگ پارچۀ کرمِ براقی که دیوار اتاق شاه را پوشانده، خوشم می‌آید. مبلمان اتاق استراحت خانوادگی بیشتر از بقیه به دلم می‌نشیند، به‌خصوص پرده‌های سبز گلدارش. اما اتاق انتظار سران ارتش به نظرم فضای سردی دارد. رنگ آبی فرش ِ آن هم به این سردی دامن می‌زند. سرسرای طبقۀ بالا بزرگ‌ترین هالِ این مجموعه است. مبلمانِ چوبیِ واقع در آن، با اینکه کاری هنری است، منْ یکی را که اصلاً به نشستن دعوت  نمی‌کند. متعجب می‌شوم که چرا فرش بزرگ سرسرا، کج‌باف است. تابلوها تیره‌اند. یکی دو مجسمه‌ای که دور هال چیده شده‌اند و  ظرف‌های داخل دکورها چندان توجهی برنمی‌انگیزند. البته، به چند ظرف عتیقۀ ایرانی دقت می‌کنم. سقف با آنکه گچ‌کاری زیبایی دارد، خیلی فاصله دارد با آنچه از “قصر”  با همۀ اِهِن و تُلپش انتظار می‌رود. لوسترها هم همین‌طور. در بازگشت به طبقۀ پایین، رنگ و روی رفتۀ یک دست مبلی که لابد زمانی لیمویی و براق بوده، کسالت‌بار به نظر می‌رسد.

حالا، مقابل مجسمۀ آرش ایستاده‌ایم. عکس می‌گیریم و صحبت می‌شود. صحبت از وطن، و وطن‌دوستی و تیراندازی و مرز و شاهنامه و شخصیت‌هایش. نکته‌ای که همیشه در ذهنم خواهد ماند آن است که “اشکان” از شخصیت‌های شاهنامه نبوده. ظاهراً، استخری بزرگ و خالی در فضای پشت سرِ مجسمۀ آرش هست، با کاشی‌هایی تیره. خیلی دلم می‌خواهد در نگاه سه چهار توریست اروپایی وهشت نُه توریست آسیایی ( چینی؟) که به چشم می‌خورند، بخوانم که در ذهنشان چه می‌گذرد.

پاییز است و رنگ‌هایش. کومه‌های برگ در مسیر نهر. نهری که هنوز خاطرۀ آبِ جاری از ذهنش پاک نشده است. اما چه کسی می‌داند …؟! کلاغ‌ها با کُتِ فراکی که به تن دارند، از صاحبخانه هم صاحبخانه‌تر، اینجا و آنجا، جمع می‌شوند و با نگاه‌های شکاک، آدم‌ها را زیر نظر می‌گیرند. از طرف چند مدرسه هم بچه‌ها را برای بازدید آورده‌اند. دختران کم‌روی دانش‌آموزِ سنین راهنمایی، که از دیدن گروه پر سر و صدای ما که به زبانی دیگر حرف می‌زنند، جامی‌خورند. و پسربچه‌های یک دبستان غیردولتی که شادمانه و پرسرو صدا، گیر داده‌اند به انگلیسی صحبت کردن لیدرها و بچه‌ها ، و مدام سلام و خداحافظی می‌کنند.

در محوطه‌ای  ساختمانی ، کارگران مشغول کارند تا بخش دیگری از کاخ را آمادۀ بازدید کنند. چند راننده‌ای که در خیابان‌های خلوت کاخ به چشم می‌خورند، خودشان را با آرامْ راه رفتن‌های بازدیدکنندگان تطبیق داده‌اند.

حالا، مقابل موزۀ استاد فرشچیان ایستاده‌ایم؛ با آن مجسمۀ نیم‌تنۀ استاد و آن حیاط مقابلش با آن حوض خالی. پیش خودم تصور می‌کنم که شب‌ها را اینجا گذراندن می‌توانسته وهم‌آمیز باشد. به داخل که می‌رویم، تابلوها انگار کهکشانی خروشان هستند که بر روی کاغذ ثبت شده‌اند. چرخش‌های قلم، لکه‌های پی در پیِ رنگ، جهانی که می‌چرخد، خروسی که بال می‌کشد و تاب می‌خورَد، و هوس و امید و تطهیر. تصاویر دیوان و دام‌ها. و انسانِ رهیده.

و دوباره که پا به همان حیاطِ بزرگ و خالی می‌گذاریم، دنیا چرخیده و آفتاب ظهر پاییزی، به خلوتِ خیابان‌های کاخ، رنگِ پخته‌تری زده. همراهِ خردسالمان، آبتین، سرگرم تماشای گربه‌ای است که بالای سقف کوچکی نشسته و ظاهراً گرسنه است، و کلاغی که همان کنارها، کوتاه، پَرِش می‌کند.

راستی، یادم نرود که بعد از موزۀ استاد فرشچیان، که همه در نقطه‌ای جمع شدیم، بازی پانتومیم برگزار شد، آن هم با استفاده از کلمه‌های مرتبط با همان دفترچه‌ای که به همه داده شده بود، که لطف خودش را داشت. البته، برای من که روی سنگ بزرگی نشسته بودم و خط نگاهِ آبتین کوچک را دنبال می‌کردم، همۀ کلمه‌ها واضح نبودند، اما فضای شادی به وجود آمده بود.

 

 حالا، حدود ساعت دوازده و نیم است. در اتوبوس نشسته‌ایم. نوبت می‌رسد به پذیرایی دوم و بازی با کلماتی که مربوطند به تصاویری رنگی و پرینت شده. البته، با جایزه. و انتخاب تصادفیِ زبان‌آموزی که در ترم بعد، فقط ده درصد هزینۀ ثبت نامش را پرداخت خواهد کرد.

چون در میانۀ راه پیاده می‌شوم، فرصت نمی‌کنم با خانم‌های لیدر، خانمی که سرگرم عکس گرفتن‌های حرفه‌ای است، و همۀ حاضران،  به گرمی خداحافظی کنم. سپاسگزارم که میهمانی ناآشنا را دوستانه پذیرفتند و بی آنکه با شمشیرِ جریمۀ بستنی، تأدیبش کنند، او را خوش و خرم در میدان تجریش پیاده کردند و پیِ کارِ زبان‌آموزیِ خود را گرفتند.

 

 

 

 

 

 

تور تهرانگردی

 

شاید واسه خودمم عجیب بود که چطور هنوز بعد از بیست و هشت سال زندگی تو تهران تا حالا از جاهایی مثل برج آزادی و برج میلاد دیدن نکردم ، جاهایی که شاید خیلی روزا از کنارشون رد میشدم و دیدنشون برام فقط معنی دوتا سازه رو داشت که نشانگر نمادهایی از بزرگترین پایتخت های دنیا خوانده میشه، شایدم دلیلش این بود که تا حالا دلیل و انگیزه ای برای این کار نداشتم یا شاید برای اینکار همراهی نداشتم .

 این شرایط ادامه داشت تا شبی که بین اینستا گردی های شبونم با یه پستی مواجه شدم که یکی از دوستام منو توش تگ کرده بود .

پستش چیز عجیبی نداشت صحبت از یه تور تهرانگردی بود مثل خیلی از تورهای دیگه اما وقتی به جزییات پست دقت کردم یه چیز جالبی خیلی نظرمو جلب کرد اونم این بود که تو این پست خیلی تاکید داشتند که: لطفا فارسی ممنوع. خیلی برام با مزه بود اگه فارسی ممنوع پس چی؟

سراغ اینستاگرام آموزشگاه زبان سفیر گفتمان رفتم و با تور سفیر مواجه شدم و فهمیدم هر ماه دوبار این برنامه رو اجرا می کنند ، مقصدشونم مکان های دیدنی تهرانه و از شانس من اینبار مقصدشون برج آزادی و برج میلاد بود. اتفاقا دوستمم میخواست بره و دنبال یه همراه میگشت ، خب چی بهتر از این؟!  حالا دیگه یکی از بهونه هام از بین رفته بود و یه همراهم پیدا شده بود. فقط مونده بود انگیزه و چه انگیزه ای بهتر از اینکه بتونم تو یه محیط متفاوت دانش زبانی خودمو محک بزنم  …

روز پنجشنبه ساعت هشت من و دوستم با هم راهی شدیم به سمت واحد پونک سفیر و منتظر شدیم تا زمان حرکت برسه و ببینیم اون نظراتی که برای تورهای قبلی تو سایت و شبکه های اجتماعی نوشته بودن واقعیت داشته یا نه ؟

بعد از پذیرایی که تو واحد پونک ازمون شد سرساعت مقرر مسئولین برگزاری تور بچه ها رو جمع کردند و ضمن ارائه یه سری توضیحات راجع به برنامه سفر، تور لیدر هارو بهمون معرفی کردند. برام خیلی جالب بود چون میدیم فضای تور سفیر تلفیقی هست از تفریح و یادگیری ، بعد از تقسیم بندی همگی بسمت اتوبوس راهی شدیم و به سمت برج آزادی حرکت کردیم. مسیرم خبری از ترافیک نبود و تقریبا یک ربع بعد اونجا بودیم. از ورودی غربی میدون وارد شدیم و لحظه به لحظه و قدم به قدم به ساختمون برج نزدیک تر میشدیم و هرچی فاصلمون تا برج کمتر میشد عظمت این سازه بیشتر خودنمایی میکرد .

سفرنامه تور تهرانگردی

دقیقا وقتی به پای برج رسیدیم تور لیدرها که چهار نفر از بهترین اساتید سفیر بودن شروع کردند به توضیح درباره تاریخچه ی برج به زبان انگلیسی و برنامه ی بازدید رو برامون شرح دادند. بچه ها هم خیلی خوب تونسته بودند ارتباط برقرار کنند و سوالاتشون رو میپرسیدند.

ورود ما به ساختمون برج آزادی از سالن ایرانشناسی شروع شد سالنی بزرگ که در دو سر این سالن حوضچه هایی قرار داشت و در وسط در جاهای مختلف نماد های کشورمون ایران قرار داشت و وقتی بیشتر دقت کردیم و البته با توضیحات لیدرها متوجه شدیم در اصل این سالن از بالا دقیقا نقشه ی ایرانه و اون حوضچه ها یکی دریای خزر و دیگری خلیج فارس بوده .

بعد از عبور از سالن ایرانشناسی وارد سالنی شدیم که بیشتر شبیه موزه بود و پر بود از ظرف ها و جواهرات قدیمی البته شاید چیزی که بیشتر توجه بچه ها رو جلب کرد آینه های محدب و مقعری بود که اونجا قرار داشت.

سفرنامه تور تهرانگردی

خلاصه بعد از تقریبا یک ربع دیدن فضای موزه آزادی سوار آسانسور شدیم و به بالاترین طبقه برج رفتیم ولی نکته ای که خیلی توجه منو جلب کرد آسانسوری بود که ازش برای رفتن به طبقات بالایی استفاده میشد. یه آسانسور قدیمی ولی خاص به شکل ذوزنقه که دقیقا حس حرکت تو بدنه ی این برج عظیم بهم میداد.

به بالاترین نقطه برج رسیدیم از پنجره هایی که اونجا بود میشد بخش وسیعی از شهر تهران و شلوغی و ازدحام جمعیت رو دید.  وقتی از این پنجره ها مشغول تماشای مردمی بودم که از کنار آزادی فقط عبور میکردند فهمیدم انگار تا حالا فقط من نبودم که برج آزادی برام فقط یه میدون بوده و نه بیشتر.

بعد از عکس برداری و توضیحات تور لیدرها درباره این طبقه به همراه گروه از طریق راه پله ها شروع به بازدید از باقی طبقات کردیم ، طبقاتی که تو هر کدوم اثری از هنرمندان معاصر وجود داشت و تورلیدرها برای هرکدوم از اونها توضیحی رو ارائه میدادند و ضمنا تمامی اطلاعاتی که لازم بود درباره این آثار بدونیم به صورت جداگانه داخل یک کتابچه بهمون داده شده بود .

سفرنامه تور تهرانگردی

بعد از بازدید تقریبا یک ساعته از برج آزادی به محوطه اصلی برگشتیم و بعد از جمع شدن همه دوستان یه عکس دسته جمعی با برج آزادی پایانی بود برای بازدید ما از این بنای تاریخی .

سفرنامه تور تهرانگردی

 

 

 

 

 

سلام

شاید اگر بگم برای من که  دانشجوی زبانم و بیشترین لذت زندگیمو از گردش و سفر کردن میبرم ، یک تور گردشگری اونم به زبان انگلیسی قشنگترین اتفاق پاییزمه اغراق نکرده باشم.

وقتی پوستر این تور رو تو اینستاگرام اتفاقی دیدمو ثبت نام کردم ،لحظه شماری میکردم برای رسیدن به یکشنبه و رسیدن به روز تور.

ساعت هشت بود که از مترو پیاده شدم و بعد از چند دقیقه پیاده روی رسیدم به واحد قلهک سفیر گفتمان.

یک کمی از این موضوع نگران بودم که نکنه چون من جزو دانشجوهای سفیرنیستم، تو این سفر تنها بمونم و زیاد بهم خوش نگذره.

ساعت هشت و چهل دقیقه بود که همه ی دوستان اومدند و رفتیم به سمت اتوبوس زرد رنگی که منتظر ما بود .

سفرنامه تور تهرانگردی شهر ری

به محض ورود، تیم اجرایی سفیر که با ما بودند شروع کردند به معرفی خودشون و احوالپرسی با تک تک همراهان و ارائه ی یک سری توضیحات از برنامه های اون روز و هم زمان با این توضیحات دفترچه ی راهنما و بج گردنی و پکهای پذیرایی هم بین دوستان تقسیم شد.

خانم سلیمانی و خانم رشیدی از همه خواستند که خودشون رو معرفی بکنند و یکم از شغل و تحصیل و اینکه چرا زبان میخونند و چیزای مختلف توضیح بدن؛ و این اتفاق باعث شد تا همه ی همسفرها همدیگرو بهتر بشناسیم و اون  ترس از تنهایی و خشک بودن  فضا رو از من کاملا دور کنه، بعد از اینکه همه خودشون رو معرفی کردند شروع کردیم با راهنمایی اساتید به حل یک سری تمرینات داخل کتابچه ای که بهمون داده شده بود و این اتفاقات باعث شد تا مسیر یک ساعته تا شهر ری خیلی کوتاه  بشه و البته یکسری اطلاعات مختصری درباره شهرری قبل رفتن داشته باشیم.

ساعت نزدیکای ده بود که به شهر ری رسیدیم و اولین مکانی که قرار بود بازدید کنیم هم برج طغرل.

سفرنامه تور تهرانگردی شهر ری

برج طغرل در شرق آرامگاه ابن بابویه در خیابان ابن بابویه شهر ری واقع شده‌ و از آثار به جا مانده از دوره ی سلجوقیان. بعضی از کتابها و اسناد تاریخ هم از این محل با اسم  برج خلیفه یزید اسم بردند. ارتفاع برج حدود ۲۰ متر هست که به عقیده ی بعضی  از کارشناسها  این برج  با داشتن 24 ستون که نشاگر  طول شبانه روز میباشد یه جور ساعت آفتابی هست و از روی تابش آفتاب به روی ستون ها  میشه زمان رو تشخیص داد. آقای قنبری، لیدر مجموعه طغرل، به زیبایی ساعت دقیقی که اونجا بودیم رو از روی شمارش ستونها بهمون نشان دادند.

اختلافات زیادی بین کارشناسان و مورخان درباره ی شخصیت مدفون در این برج وجود داره. بعضیها معتقدند که طغرل بیک سلجوقی در این مکان دفن شده و بعضیها هم میگن خلیل سلطان از فرزندان تیمور لنگ و همسرش شادالملک در قرن پانزده اونجا به خاک سپرده شدند. یکی دیگه از کاربری های برج طبق گفته استادمون رصد ستاره ها بود.

یه اتفاق جالب دیگه که برامون توی برج افتاد وقتی بود که همگی به اتفاق استادمون خانم سلیمانی به داخل برج رفتیم و در مرکز اون به دور ایشون وایستادیم، اونجا بود که خانم سلیمانی میکروفن رو از خودشون جدا کردند و شروع به صحبت کردند در مورد برج. یه آن همگی متوجه شدیم صدای ایشون رو داریم به وضوح و با یک اکو خاصی که توی صداشون ایجاد شده بود میشنویم و اونجا بود که به یکی دیگه از کاربردهای سازه برج پی بردیم. در مرکز این برج به علت رعایت یک سری اصول مهندسی، صدا خیلی رسا و دارای اکو است و این درحالی است که با حرکت از مرکز برج به اطراف صدا این خاصیتش رو از دست میده. تجربه خیلی جذابی بود واقعا.

بیشتر از این توضیح نمیدم چون برج طغرل جاییه که حتما و حتما باید برید و ببینید و از اون همه زیبایی لذت ببرید بعد از گرفتن چند تا عکس و اتمام توضیحات اساتید به سمت  ارامگاه ابن باویه راهی شدیم.

سفرنامه تور تهرانگردی شهر ری

ابن باویه اولین گورستان شهر ری و دومین گورستان تهرانه که شخصیتهای بزرگی هم در این قبرستان مدفونه. خود اسم ابن باویه هم از نام شیخ صدوق که یکی از فقها و علمای صاحب سرشناس  هست گرفته شده.از مزار جهان پهلوان تختی و دهخدا و همچنین موذن زاده اردبیلی بازدید کردیم و توضیحات تور لیدرها لذت و حس و حال عجیبمون رو کاملتر میکرد ؛فقط افسوس که درب مقبره ی خانوادگی دهخدا قفل بود و مجبور شدیم از پشت اون پنجره بازدید کنیم.

خلاصه که کلی اطلاعات جدید راجع به این آدمای بزرگ و داستان زندگیشون فهمیدم.

دوباره به سمت اتوبوس حرکت کردیم و پنج دقیقه ای بیشتر طول نکشید تا به چشمه علی رسیدیم و خنکی آب و اون فضا حال هممون رو بهتر از بهتر کرد!

قدمت چشمه‌علی به حدود ۸۰۰۰ سال پیش بر می‌گرده که تو  همسایگی با ابن بابویه، برج طغرل، دژ رشکان و در زیر باروی ری قرار گرفته از بین صخره‌ای بزرگ خارج میشه  و به سمت جنوب و بعد از اون جنوب شرق جاری. نام باستانی این چشمه سورینی بوده که احتمالاً منسوب به خاندان بزرگی از دوره اشکانیان و ساسانیان. بعدها هم که در طول زمان به چشمه علی معروف شد.

قبلا  فرش فروش‌ها و مردم تهران، قالیها و قالیچه های خودشون رو در چشمه علی میشستند چون بر این عقیده بودند که آب این چشمه خاصیتی دارد  که فرش ها رو  را به طرز عجیبی تمیز تر و خوش رنگ تر میکنه.باز هم عکاس خوش اخلاق سفیر زحمت یک عکس دسته جمعی دیگه رو کشیدن و همه برگشتیم به سمت اتوبوس.

سفرنامه تور تهرانگردی شهر ری

بعد از انجام تمرینهای پس از بازدید بوکلت و پر کردن فرم های نظر سنجی ،گفتند که برامون یک گیم لغت دارند که این باعث یادآوری کل لغات شهرری بود. تورلیدرها گفتند که سورپرایز دارن و قراره یک قرعه کشی انجام بشه و مطمئنم همه ی شما قبول دارید که قرعه کشی و جایزه گرفتن برای هممون شیرینه و جذابه !!

برنده ی خوش شانس  قرعه کشی، نود درصد تخفیف برای ثبت نام دوره های آموزش زبان سفیر رو جایزه گرفت و واقعا خوش به حالش!

بیشتر از چیزی که فکر میکردم بهم خوش گذشت و خوشحالم از شرکت تو این گردش فوق العاده .امیدوارم برنامه های این چنینی رو بیشتر برگزار کنند. ممنون از همه ی سفیری های عزیز.

 

 

 

هوای خوب و صبح زیبای سه شنبه نوید این رو میداد که امروز هم قراره یک تور فوق العاده داشته باشیم. با اینکه این چندمین  برنامه ی SODET سفیر بود که همراهش میشدم ولی باز هم هیجان زده بودم،لذت هم صحبتی و آشنایی با آدمهای جدید و بازدید از آثار تاریخی تهران عزیزم واقعا منو ذوق زده میکرد.

ساعت هشت و ده دقیقه بود که به حیاط دفتر مرکزی قلهک رسیدم و چند نفری از دوستان هم اونجا بودن، از حالت صورت همه ی رفقای سفیری کاملا مشخص بود اون هیجان و ذوق زدگیرو فقط من نیستم که تجربش میکنم.برای خودم از میزی که برای پذیرایی در نظر گرفته بودن یک لیوان چای ریختم و منتظر بودم تا ساعت به هشت نیم برسه.وقتی لیست حضور و غیاب حضور همه رو تایید میکرد تورلیدرها و سرپرستها رو به ما معرفی کردن و ما به دو گروه چهل نفری تقسیم شدیم و راس ساعت نه مثل همیشه با هم گردشیهای سفیری عزیزمون همگی به سمت اتوبوسها راهی شدیم.

داخل اتوبوس همزمان با توزیع بج های زرد و نارنجی رنگ گردنی و بسته های پذیرایی دفترچه های راهنمای تور هم داشت توزیع میشد و تورلیدر عزیز و خوش اخلاقمون راجع به قسمت قبل از سفری که تو این دفترچه ها اومده بود توضیح میداد که خودش باعث یک هم صحبتی انگلیسی شد….من خودم جزو کسایی بودم که تا سال گذشته اعتماد به نفس انگلیسی حرف زدن اونم تو چنین جمعی رو نداشتم اما به لطف برنامه هایی مثل همین تور داخل سفیر الان با اعتماد به نفس کامل شروع کرده بودم به بیان خاطراتم از موزه گردیها و اطلاعاتم راجع به کاخ گلستان….و این حس فوق العاده ای رو به من میداد.

تاریخچه کاخ گلستان به زمان شاه عباس صفوی (988 هجری قمری) برمیگره و بخشی از سفرنامه پترو دلاواله( که شهر تهران را با چنارستانی که قصر سلطنتی را احاطه کرده بوده توصیف نموده است  ) خودش گویای این نکته است و در عهد کریمخان زند مابین سالهای 1137 تا 1189 نیز این مجموعه با ساخت دیوانخانه ای دچار تغییرات اسای شده بود . در عهد ناصرالدین شاه قاجار کاخ گلستان بواسطه مدت حکومتش و دیدار اون  بعنوان اولین پادشاه ایران از اروپا در سه سفر خود دستخوش تغییرات اساسی و متاثر از اروپا گردیده بود. کاخ گلستان در حال حاضر با وسعت 4/5 هکتار و با قدمتی که از لحاظ حافظه تاریخی به 442 سال میرسد یکی از منحصرترین مجموعه های تاریخی ایرانه .

ساعت ده بود که هر دو اتوبوس به کاخ گلستان رسیدن.بعد از رد شدن از حوض بزرگی که در ورودی عمارت بود بازدیدمون رو از تخت مرمر شروع کردیم

مجسمه ی تمام مرمری که جور تاریخ رو به صحنه کشیده بود، ادمهایی که تختی رو به دوش داشتن و پادشاه رو حمل میکردند…….در یک کلام میشه گفت تخت مرمر تلفیقی از جبر و هنر رو به نمایش میکشید، به سمت تالار اصلی راهی شدیم و تالار سلام ،تالار آینه خانه و تالار ظروف رو با توضیحات کامل تورلیدرها دیدیم و از این همه رنگ و نقش و هنر به واقع کیفور شده بودیم.بعد از اون به شمس العماره رفتیم، معماری با شکوه ایرانی اروپایی و نقوش زیبای روی ساختمان که اصالت قاجاری عمارت رو هویدا میکرد، اینه کاری های بینقص و بینظیر طبقه ی اول، کاشیهای هفت رنگ که جای جای ساختمان خودنمایی میکردند،ازاره های مرمرینی که با نقش گلهای قرمز به صورت برجسته تزیین شده بودند،ساعت پیشکشی ملکه الیزابت همه و همه شمس العماره رو برای من به بهترین قسمت و دوست داشتنی ترین بنای کاخ گلستان تبدیل میکرد.

عکاسخانه آخرین مکانی بود که با توضیحات کامل اساتید از اون بازدید کردیم و با گرفتن یک عکس یادگاری توسط عکاسهای خوش اخلاق و حرفه ای سفیر بازدیدمون رو به پایان رسوندیم.

ساعت دوازده و بیست دقیقه بود که همگی دوباره به اتوبوسها برگشتیم و طبق روال همیشه ی تورهای سفیر مسیر برگشت هم یکی از هیجان انگیزترین قسمتهای تور بود. پذیرایی و مسابقه ی فوق العاده جالب هم دلیل این هیجان.

عمیقا به خاطر اینکه امروز  گردش یک روزه ی سفیر و از دست ندادم خوشحالم.

خب باید بگم به پایان امد این سفرنامه ولی امیدوارم تورهای یک روزه ی سفیر همچنان برقرار باشه.

 

تور تهرانگردی

 

طبق قرار قبلی همه ی دوستان قبل از ساعت هشت و سی دقیقه داخل حیاط موسسه حاضر شدند. بعضیها تنهایی آمده بودند، بعضیها هم در گروههای چند نفره ی دوستانه و خانوادگی.

تور تهرانگردی

بعد از معارفه ی تور لیدرها و سرپرستها، توضیح مختصری از برنامه ی امروز مکانهایی که قراره ازشون بازدید بکنیم بهمون ارائه شد، به دو گروه تقسیم شدیم و پر انرژی به سمت اتوبوسها راه افتادیم و هر گروه با تورلیدر و سرپرست خودش سوار اتوبوس خودشون شد و هر دو اتوبوس به سمت موزه ی رضا عباسی در خیابان شریعتی راه افتادیم.

کتابچه های راهنما،بج ها و میان وعده همزمان با توضیح تور لیدر در ارتباط با برنامه ها بین همه توزیع شد. بعد از اینکه همه کتابچه ها و بجهاشون رو دریافت کردند تور لیدر از همه خواست که خودشون رو معرفی کنن و اگر تجربه ی موزه گردی بیرون از ایران رو داشتند کمی راجع بهش توصیح بدن که خب این موضوع باعث شد گپ و گفت خیلی خوبی بین دوستان شکل بگیره و مسیر رو کوتاه تر و ترافیک رو قابل تحمل تر کنه.

ساعت 09:05 دقیقه هر دو اتوبوس به روبه روی موزه ی رضا عباسی رسیدند.

 

موزه رضا عباسی

موزه ای که در سال 1356 در خیابان شریعتی گشایش یافت و به یاد نقاش کاشانی مشهور زمان صفوی رضا عباسی نامگذاری شد.

این موزه در سه طبقه شامل آثاری از  دوره پیش از اسلام تا قرن 13 هجری را به نمایش میگذارد.

بازدیدمون رو از طبقه ی اول شروع کردیم.

نقاشی ها و خط نوشته های زیبایی که با قابهای طلایی به فاصله کم در تمام طول دیوار قرار داشتند اولین چیزی بود که توجه هر بازدید کننده ای رو به خودش جلب میکرد شاهنامه های مصور فردوسی آثار مصور نظامی، کتابهای ادعیه و قرآنهای همراه با تذهیب و مینیاتور هم آثار فوق العاده ی دیگه ی این طبقه بودند.

تور لیدرها آثار رو معرفی میکردند و بچه ها با هم راجع بهش صحبت میکردند. انگلیسی صحبت کردن بچه ها برای توریستهای کره ای اونقدر جالب بود که دلیلش رو پرسیدند و وقتی راجع به تورهای SODET سفیر براشون گفتم به شدت خوششون اومده بود، با یکی دو تا از بچه ها به یادگار عکسی هم گرفتند.

دست نوشته های زیبا، ظروف سفالی با لعابهای رنگی منحصر به فرد، کاشی های طللایی فیروزه ای، جعبه های خاتم، بشقابها و ظروفی که با تصویر ناصرالدین شاه قاجار منقوش شده بودند همچنین سکه ها و زره های جنگی پیش از اسلام از جمله آثاری بود که در این موزه از آنها بازدید کردیم.

بعد از گرفتن عکسی به یادگار ، مجدد به اتوبوس برگشتیم و این بار به سمت باغ موزه ی قصر راهی شدیم.

موزه قصر

باز هم تورلیدرها شروع به شرح توضیحاتی مختصر در باره ی موزه ی قصر پرداختند و چیزی نگذشت که به باغ موزه ی قصر رسیدیم.

 ساعت یازده بود و گرمای هوا به طور ملموسی حس میشد اما نشانی از خستگی در صورت هیچکدام از همراهانمان دیده نمیشد.

باغ موزه ی قصر که بیش از 24 هکتار بود، مجموعه ی زیبایی را تشکیل میداد که در راس آن کاخ فتحعلی شاه قاجار خودنمایی میکرد.کاخی که بعد از روی کار آمدن ناصرالدین شاه کمتر مورد توجه شاه قرار گرفت و در دوره ی رضا شاه بهترین گزینه برای زندان رسمی در تهران بود ،که به دستور وی و با طراحی نیکولای مارکوف روس به زندان قصر تبدیل شده بود.

این زندان صد و نود و دو اتاق و گنجایش 700 زندانی را دارا بودهو 96 اتاق آن اتاقهایی با ظرفیت 5 نفر بوده است. بعد از گذر از حیاط اصلی این باغ موزه وارد راهروی آجری این مجموعه شدیم.

بازدیدمان را از زور خانه اغاز کردیم.  فضایی پر نشاط که از کف تا دیواره هایش با سنگ مرمر پوشانیده شده بود. بعد از آن وارد راهروی دیگر شدیم،که به موزه ای متفاوت بدل شده بود.

اولین هواپیمایی که در ایران پرواز کرد، توپی که لیاخوف روسی با آن مجلس را به توپ بست، اولین فرستنده های رادیویی و دستگاههای ضبط صدا ،اسناد دولتی و…..از جمله ی جذابترینهای این مجموعه بود.

 

بعد از گذر از این راهرو به بخشی میرسیم که در سالهای نه چندان دور زندان فعالان ملی مذهبی بوده که بسیاری از بزرگان ما در آنجا محصور بود اند و چه روزگارهای سختی در آنجا گذراندند ولی باز هم بر سر عقایدشان ماندند .

فضای فیزیکی زندان…آن صداهایی که میگفتند صدای ضبط شده و واقعی زندانیان است و توضیحات آقای خانعلی که خودشان از زندانیان زندان قصر بوده اند حس و حال عجیبی رو به همه القا کرده بود. الحق که دیدن زندان قصر تجربه ای فوق العاده متفاوت برای هممون بود.

پس از اتمام توضیحات مجددً به حیاط بازگشتیم و با  گرفتن یک عکس یادگاری بیست و یکمین تور SODET سفیر را به پایان رساندیم و سپس همگی راهی واحد قلهک، جایی که سفرمان رو از اونجا شروع کرده بودیم شدیم. تو راه برگشت یه سورپرایز خوب هم انتظارمون رو میکشید. سورپرایزی که از لحظه شروع سفر بهمون وعده اش رو داده بودند. به هر نفر یک شماره داده شد و از ما خواستن اون عدد رو تو ذهنمون نگه داریم، و بعد همه ی اون شماره ها که روی کاغذ نوشته شده بود رو داخل یک بطری ریختند تا قرعه کشی انجام بشه و برنده ی نود درصد تخفیف ثبت نام برای یک ترم از کلاسهای سفیر مشخص بشه، واقعا جایزه ی ویژه ای بود!

سورپرایزی که از لحظه شروع سفر بهمون وعده اش رو داده بودند، به هر نفر یک شماره داده شد و از ما خواستن اون عدد رو تو ذهنمون نگه داریم، و بعد همه ی اون شماره ها که روی کاغذ نوشته شده بود رو داخل یک بطری ریختند تا قرعه کشی انجام بشه و برنده ی نود درصد تخفیف ثبت نام برای یک ترم از کلاسهای سفیر مشخص بشه، واقعا جایزه ی ویژه ای بود!

قرعه کشی انجام شد و یک خانم برنده ی این جایزه شد. تور امروز از هر نظر برای من فوق العاده بود،امیدوارم سفیر تعداد این تورها رو افزایش بده.

این هم چند خط شعر طنز که تو همون حال و هوا نوشتم:

همراه سفیر در سفر بودیمو

در گردش موزه هم قدم بودیمو

نقاشی و خطاطی و کاشیِ سفال

از این همه شور،در شَرَر بودیمو

از عشق و هنر گرفته تا عٌزلتِ قصر(زندان قصر)

یک گردش پر سود و ثمر بودیمو

در قرعه کشی اگر چه این بنده نبرد

این بَس که گَدِر توی گِدِر بودیمو

 

 

تور تهرانگردی

SODET

Safir One-Day English Tour

باغ موزه نگارستان- موزه مقدم

سلام امیدوارم خوب باشید. هجدهمین تور هیجان انگیز با سفیریان عزیز تکرار شد. این بار تور آموزشی تفریحی SODET سفیر موزه نگارستان و موزه مقدم را برای همراهان سفیری خود در تاریخ 96/05/22 روز یکشنبه انتخاب کرده بود.

این بار هم مثل دفعات گذشته راس ساعت 8:30 همه در واحد قلهک جمع شدیم. بعد از حضور و غیاب کلی و ارائه یک توضیح مختصر از مسیر سفر و جاهایی که قرار بود بازدید کنیم در غالب 2 گروه 40 نفره راهی مقصد اولمون یعنی موزه نگارستان در حوالی میدان بهارستان شدیم. برنامه داخل اتوبوس پس از توزیع کتابچه های آموزشی و بج های گردنی بین شرکت کنندگان طبق روال معمول با معارفه آغاز شد و بعد نوبت به انجام فعالیت های طراحی شده برای شرکت کنندگان در داخل اتوبوس رسید. اساتید سوالاتی رو مطرح می کردند و شرکت کنندگان هم نظرات خودشون رو ابراز می کردند. زمان در حال گذر بود که ما به باغ موزه نگارستان رسیدیم.

تور تهرانگردی

باغ موزه نگارستان

باغ نگارستان که از اقامتگاههای ییلاقی خاندان قاجار بوده بین سال‌های ۱۲۲۸-۱۲۲۲ هـ .ق. به فرمان فتحعلی‌شاه قاجار خارج از محل خلافت در تهران ساخته شد. به دلیل وجود نقاشی‌ها و نگاره‌های متعددی از فتحعلی‌شاه و درباریان او در ساختمان‌های مختلف، این باغ به نگارستان شهرت یافت. در این باغ، عمارت‌ها و تالارهای باشکوهی چون عمارت دلگشا، تالار سلام، تالار قلمدان و چندین حوضخانه بر پا گردیده بود. در باغ نگارستان رویدادهای تاریخی ـ سیاسی فراوانی اتفاق افتاده است که از جمله می‌توان به قتل میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی به دست محمدشاه و عوامل او اشاره کرد.

ما در دو گروه 40 نفری وارد فضای سرسبز و زیبای باغ نگارستان شدیم و هرگروه در مسیر بازدیدی که از قبل تعیین گردیده بود به همراه اساتید گروه به بازدید از مجموعه پرداختند و در در نقاط مختلفی به ارائه توضیحات جالبی درمورد تاریخچه عمارت پرداختند. از آثار دیدنی و جالب توجه در موزه، آثار هنری استاد کمال المک و شاگردانشان، موزه ملک الشعرای بهار و اتاق مجسمه های استاد ارجمند اشاره نمود.

تور تهرانگردی

 

تور تهرانگردی

ساعت حدود 11 به سمت مقصد بعدی یعنی موزه مقدم حرکت کردیم.

موزه مقدم

عمارت مقدم از جمله خانه های مجلل دوران قاجار موزه مقدم و محل اقامت استاد محسن مقدم ( از فرزندان محمد تقی احتساب الملک از درباریان عصر قاجار) و همسر فرانسوی ایشان بوده است. هر بخش این عمارت با الهام از معماری سنتی دوره های مختلف تاریخی ایران ساخته شده است. اتاق های عمارت مزین به اشیا تاریخی و فرهنگی همچون مهرها، اسناد تاریخی، سفالینه، شیشه، تابلوهای نقاشی و سایر اشیا نفیسی است که به کوشش استاد و همسرشان طی سالها از اقصی نقاط جهان گردآوری شده و در این مجموعه قرار گرفته است. زنده یاد استاد محسن مقدم استاد ممتاز دانشگاه تهران  با توجه به علاقه زیادش به علم، تاریخ و هنر، خانه پدری خود را به همراه آثار نفیس گردآوری شده وقف دانشگاه تهران نمود. استاد محسن مقدم در سال 1366 ه.ش دارفانی را وداع گفت و پس از مرگِ همسر ایشان در سال1369ه.ش، تولیت موزه مقدم در اختیار مستقیم دانشگاه تهران قرار گرفت.

تور تهرانگردی

دو گروه در دو مسیربندی مجزا وارد عمارت شدند و تمامی توضیحات فوق پس از رسیدن به داخل عمارت توسط اساتید هر گروه به انگلیسی بیان شد. پس از بازدید از عمارت و ثبت خاطره حضورمون در قاب عکس سفیر و در فضای دلنشین عمارت، همگی به سمت واحد قلهک برگشتیم.

در مسیر برگشت نیز شرکت کنندگان با کمک و حضور اساتید به انجام فعالیت هایی که برای مسیر برگشت طراحی شده بود پرداختند و با رسیدن به محل واحد قلهک راس ساعت 1 این سفر نیز به پایان رسید.

منتظر دیدار شمادر تور بعدی SODET  (موزه عباسی و موزه زندان قصر) روز پنجشنبه مورخ 96/06/09 هستیم.

 

تور تهرانگردی

 

تور تهرانگردی

 

 

صبح آفتابی زیبای تابستانی را با حضور داشتن در تور sodet سفیر گفتمان آغاز کردم.هرچقدر که به واحد ایلتس پونک نزدیک می شدم قلب دلم از هیجان شرکت در تور به تپش در آمده بود.بعد از گپ و گفتگو با لیدرهای خوش رو سوار اتوبوس شدیم و به سمت برج میلاد حرکت کردیم و تورلیدرها در مسیر اطلاعات کاملی رو از برج میلاد بهمون دادند واین توضیحات به همراه پرسش و پاسخی که انجام میشد باعث شده بود بتونیم بیشتر تاثیر فضای متفاوت آموزشی رو تو خودمون حس کنیم .

زیاد طول نکشید که به برج میلاد برسیم و توضیحات تکمیلی توسط تورلیدر ارائه بشه و توی یه زمان کوتاه خودمون رو تو سالن اصلی برج دیدیم.

برج آزادی - موسسه زبان سفیر (1)

برج میلاد اشخاصی رو داره که قبل از ورود بازدید کننده ها  در طبقه همکف توضیحات کاملی رو درباره برج میدند. هرچند تورلیدرهای سفیر خیلی کامل این توضیحات و ارائه داده بودند ،ولی به درخواست مسئولین تور این توضیحات توسط اشخاصی که وظیفه این کارو تو برج داشتند دوباره به زبان انگلیسی ارائه شد و باعث شد بتونیم با لحن و بیان متفاوتی این توضیحات رو بشنویم.

برج آزادی - موسسه زبان سفیر (1)

برج آزادی - موسسه زبان سفیر (1)

برج آزادی - موسسه زبان سفیر (1)

بعد از چند دقیقه انتظار سوار آسانسور شدیم 435 متر در 40 ثانیه خیلی هیجان انگیز بود تا اومدیم بفهمیم که سوار آسانسور شدیم خودمون رو تو مرتفع ترین نقطه ی تهران دیدیم .

سالن اصلی شامل ماکت هایی از برج های بلند جهان بود و توضیحات یکی از همراهان که شاید کوچیکترین عضو گروه بود تونست با تسلط کاملش باعث تعجب هممون بشه وهمه اطلاعات لازم راجع به بالکن اصلی برج رو بهمون ارائه بده و همین موضوع باعث انگیزه ی بیشتری برای یادگیری ما مسافرای سفیری شد.

به بالکن اصلی وارد شدیم و خنکی و نسیم نه چندان ملایمی که کاملا با ارتفاعی که توش قرار داشتیم مطابقت داشت و بچه ها مشغول عکسبرداری شدند ولی نکته ای که خیلی رو من تاثیر گذاشت این بود که دوست همراه من بود کسی که حتی تو کلاس اعتماد به نفس حرف زدن رو نداشت الان با اعتماد به نفس کامل داشت با توریست هایی که تو این بخش کم هم نبودند صحبت میکرد و ارتباط برقرار میکرد و شاید همین موضوع بود که باعث شد تصمیم بگیرم در اولین فرصت منم تو کلاسای سفیر ثبت نام کنم. چون بزرگترین مشکل من با زبان انگلیسی، نداشتن اعتماد به نفسه که فقط میدونم سفیر گفتمانه که با برنامه هایی مثل همین تورها میتونه این اعتماد به نفس رو به من برگردونه .

برج آزادی - موسسه زبان سفیر (1)

 

 

تورهای تفریحی- آموزشی SODET با هدف خلق تجربه ای شیرین برای شرکت کنندگان، مدتی است توسط موسسه زبان سفیرگفتمان در حال برگزاری است. در این تورها که به زبان انگلیسی و با همراهی اساتید سفیر و با اجرای فعالیتهای آموزشی در طول مسیر برگزار میشود، محل ها و مراکز دیدنی تهران شامل موزه ها، کاخ ها، عمارات، باغ موزه ها و … مورد بازدید قرار میگیرند. در سفر اخیر، بازدید از مدرسه تاریخی دارالفنون و عمارت مسعودیه بود. در بازدید از مدرسه دارالفنون که برای اولین بار در برنامه تور سفیر قرار گرفته بود، حضور اساتید گران مایه دارالفنونی همچون استاد کیوان و دانش آموختگان فرهیخته ای همچون جناب آقایان خانلرخانی و چیت ساز، موجبات افتخار آکادمی زبان سفیر گفتمان و بازدید کنندگان سفیری را فراهم نمود.

 

خلاصه ای از این سفر به روایت یکی از بازدیدکنندگان تقدیم دوستداران این مجموعه می گردد :

مدرسه دارالفنون

بازدید امروز من از این نیمه ی گمشده ی دنیا ، قلب دلم را به تپش درآورد.

هنگامی که سر بالا می گرفتم ،درخشش و بازتاب الوان رنگارنگ دیوارها ، سر در و منبت کاری های خلاقانه ی این بنا در چشمم منعکس میشد  و چشمانم کلمه ی دارالفنون را که هر یک از پرتوهای خورشید روی هر حرف آن میدرخشید، با نهایت وجود درک میکرد و قلب بیقرار من همچون کودکی  بیشتر قدم برمیداشت تا از راز آن همه شگفتی با خبر شود.

تمامی منبت کاری های زیبای دارالفنون را با گوشه گوشه ی قلبم درک میکردم. درختان سر به فلک کشیده ای که از آن زمان هنوز هم درکنار یکدیگر شب را روز میکنند و روز را شب و تلخی و شیرینی روزگار چشیده اند ، با حرکت شاخه ها برگ های  سبز خود در باد گویی به ما خوش آمد میگفتند.

نقش ها طرح ها و زیبایی ها را میدیدم و لبخند میزدم. کلاس ها پر بود از وجود خالی دانش آموزان و معلمانی که اکنون فقط عکسی از آن ها بر روی دیوار ها ی پر از خاطره برجای مانده است دیوار هایی که اطمینان دارم دلشان پر است پر از گفتن سخنانی از آن دوران. دیدار با یک معلم  ادبیات  ، بسیار ارزشمند و گران بها امیدی است که دل را روشن میکند  و جلوه پرمهری به آن بنا میدهد. استادی دلسوز و فرهیخته  با موهای سپید و پر از خاطرات گفتنی، ظریف و ارزشمند در این مدرسه ی قدیمی با لبخند به ما مینگرد و سخنانی ارزشمند تر از هر گوهر دیگری به زبان می آورد که روح را از جسم فارغ میکند. هر تار از آن موهای سپید، زیبایی ها و سخنانی نهفته در دل دارنــد.

دست در دست خواهرانه ی خواهرم  ، پا به پای هم قدم برمیداشتیم و هرچیزی را که میدیدیم و به شوق می آمدیم ، شوق را در قلب یکدیگر حس میکردیم . با هر قدم گویی ذره ای خاطره و تصویر و تصوراتی از این مدرسه در قلب و ذهن ما راه میافتند.

عمارت مسعودیه

عمارت مسعودیه را با آن همه زیبایی چگونه میتوان توصیف کرد که در ذهن جای گیرد؟

فقط باید چشمانت را ببندی دستانت را همچون پر عقابی از یکدیگر بگشایی و با هر نفس ، عطر و خاطرات و اتفاقات آن زمان را با تمام وجودت درک کنی. زمین سنگ فرشش را  بسیار دوست داشتم . چشمانم را به آن عمارت زیبا دوختم و تا عمق چشمانم آن را به خاطر سپردم . ماهی های قرمز و سفیدی که با تابش نور خورشید درخشش چند برابری پیدا کرده بودند در آن حوض بزرگ جلوی عمارت به رقص در می آمدند. هنگامی که در ویزور دوربینم آن ها را تماشا میکردم تا تصاویر زیبایی از این  زیبایی خدا را ثبت کنم، گویی ماهی ها برایم ژست میگرفتند و لبخند میزدند. دنیای جالبی است هرگوشه از این دنیا رازی نهفته وجود دارد. چه خوب است پا به پای همسفران، نقطه ی این جهان را قدم بزنیم و با چشمان خود آن ها را درک کنیم.

                                                                                  

 

 

تور تهرانگردی

 

وقتی آلبوم دوران کودکیم رو ورق می زدم عکس جالبی توجهمو به خود جلب کرد عکس درباره باغ پرندگان بود وقتی 7 سالم بود، پدرم بعد مدرسه دنبالم اومده بود و باهمون لباسهای مدرسه و بستنی به دست و خوشحال وارد باغ شده بودیم.عصری با فکروخیال باغ پرندگان وارد سفیر شدم و اون روز میان ترم داشتیم همونطور که داشتم وارد کلاس می شدم پوسترهای روی بولتن کلاس رو خوندم چون همیشه مطالب جالب و جذاب و آموزشی را به ما یادآوری می کنن.پوستر روی بولتن این هفته در مورد تور یک روزه به باغ پرندگان بود چه تصادف جالبی، سریع بعد امتحان به کانتر رفته و با دوستام برای تور باغ پرندگان ثبت نام کردیم.

تور تهرانگردی- موسسه سفیر

روز موعود ساعت 8:30 در حیاط واحد قلهک خواهران جمع شدیم و تورلیدرها در حیاط مشغول پذیرایی و خوش آمدگویی گرم و حضورغیاب شدن ما رو به دو گروه تقسیم کردن و 2 اتوبوس که سرکوچه یزدانیان منتظر ما بود همگی پرانرژی وارد اتوبوس شده و خیلی سریع به ما کتابچه و اسنک و بج دادن و اساتید خوشرو از ما خواستن تا در کتابچه ها قسمت بیفور رو باز کرده و عکس حیوانات با نام انگلیسی آنها match کنیم بعد قسمت سوالات بیفور رو انجام دادیم به این صورت که برای پاسخگویی سوالات که حالت بحث آزاد داشت رو با دوستانمون به اشتراک گذاشتیم و با استاد و بقیه حاضرین در اتوبوس مطرح کردیم.

تور تهرانگردی- موسسه سفیر

موقع پیاده شدن از اتوبوس به هرکدام از ما آب معدنی دادن و به ما قبلا گفته بودن که با خودتون عینک آفتابی و کلاه به همراه داشته باشین. با ورود به محوطه باغ اولین چیزی که جلب توجه میکند طوطی های سخنگو هستند که به شما خوشامد میگویند. پرندگانی نظیر کبوتر،طوطی،کلاغ،خروس،فنچ و . . . در این محوطه قرار گرفته اند.فضای بکر طبیعت باغ پرندگان تهران، که در ساختنش از طبیعی ترین ابزار نظیر سنگ و چوب و نی و پوشال استفاده شده نمای زیبا و خاطره انگیزی را به وجود آورده که رهگذران ترجیح می دهند هرازگاهی روی نیمکت های چوبی باغ بشینن و از تماشای یکی از مکان های دیدنی تهران لذت ببرند.از شاخصه های باغ پرندگان تهران طراحی زیبا و منحصربه فرد محوطه باغ است. محوطه باغ پرندگان تهران را مسیرهای سنگفرش شده که توسط درختان و گل های زیبایی محصور شده است در بر گرفته است. مسیرهای پیچ در پیچ به همراه مناظری پوشیده شده از گل و سبزه، آلاچیق های زیبا، آبشارها و برکه های کوچک و بزرگی که در باغ روان است، پل های چوبی زیبا همه از ویژگی هایی است که باغ پرندگان تهران را به یکی از جاهای دیدنی تهران بدل کرده است.

تور تهرانگردی- موسسه سفیر

تور تهرانگردی- موسسه سفیر

در شمالی ترین قسمت باغ پرندگان تهران گونه هایی از عقاب ها که بر روی درختان تنومند اما بی شاخه نشسته اند خودنمایی می کنند. برخی گونه های لاشخور هم در این قفس که بزرگترین قفس باغ است به چشم میخورند.در قسمت میانی باغ پرندگان تهران پرندگانی نظیر قرقاول،طاووس،پلیکان،فلامینگو و . . . قرار گرفته اند. این محدوده توسط آبشارها و برکه های بزرگی که از بالادست باغ آبگیری می شوند احاطه شده است و منظره بسیار زیبایی را ایجاد کرده است.در محدوده جنوبی باغ هم پرندگان نام آشنایی هم چون اردک،قوی سیاه و سپید،غاز و . . . به چشم می خورند. یکی از زیباترین صحنه هایی که ممکنه اینجا ببینید شنا کردن قو های زیبا در کنار یکدیگر است.

اساتید مطالب جالبی درباره گونه های مختلف حیوانات به ما ارائه دادن اطلاعاتی که من در کودکی از آن غافل بودم و بجز اسم حیوانات چیز دیگه ای نمیدونیستم.

تور تهرانگردی- موسسه سفیر

بعد از چندین ساعت پیاده روی و گپ و گفت به زبان انگلیسی با همراهان و اساتید،ساعت12:30 به سمت اتوبوس ها رفته و بعد از نوشیدن آبمیوه خنک قسمت after visiting کتابچه رو انجام دادیم برای رفع خستگی و گرفتن انرژی دوباره موزیکی انگلیسی درباره طبیعت پخش شد و از ما خواستن تا به موزیک گوش داده و جملات رو تا هرجایی که میتونیم بخوونیم.

تور بسیار بیاد ماندنی و شیرینی بود مخصوصا با ثبت خاطرات از طریق عکس و فیلم.البته به ما گفتن که عکس های دسته جمعی تور رو در سایت سفیر میتونیم ببینیم.

تور تهرانگردی- موسسه سفیر

 

خرید آنلاین

لوکیشن محل حرکت

به اشتراک بگذارید

1 دیدگاه

ارسال دیدگاه