سفر نامه موزه تماشاگه زمان

2
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...

برای من همیشه زمان، موضوع عجیبی بود ، انسان را درگیر خودش می کنه . انسانها از ابتدا دنبال راهی برای اندازه گیری و تشخیص زمان بودند و در هر دوره ای بنا به اقتضای زمان و امکانات موجود، راهی را برای آن پیدا میکردند.  منو دخترخالم از بچگی هروقت میرفتیم خونه مادربزرگ و پدربزرگم محو ساعتهای آنتیک اتاق مطالعه پدربزرگم میشدیم و ساعتها به صدای تیک تاک عقربه ها گوش میدادیم و بعضی وقتا هم همونجا به خواب کودکانه میرفتیم. کلکسیون پدربزرگم همیشه برای من گویای گذر زمان بود و مفهوم وقت طلاست را زنده میکرد.

در یک صبح زیبای بهاری آماده رفتن به سرکارم بودم که یهو یه تماس تلفنی از طرف دخترخالم داشتم. برام خیلی عجیب بود چون دخترخالم ادم سحرخیزی نیست نگران شدم و سریع جواب دادم.  بهم گفت خبردار شده که تو اینستای سفیر تبلیغ موزه تماشاگه زمان رو گذاشتن موزه ای که پر از ساعتهای انتیک از ملل و کشورهای مختلف هست. پنجشنبه ساعت 9 میبرن موزه و 1 بعدازظهر برگشته. از شنیدن این خبر خیلی خوشحال شدم و بهش گفتم مرخصی میگیرمو حتما باهات میام .

صبح ساعت 8:30 در حیاط دفتر مرکزی 2 سفیر با دخترخالم هیجان زده و خوشحال حاضر شدیم، اساتید در حیاط مرکزی با روی گشاده و پرانرژی همه دانشجویان رو گردهم آوردن و از تک تک ما خواستن که خودمون رو معرفی کنیم ice breaking خوبی بود برای شروع.

یه اتفاق جالب هم که اون روز صبح  توجه منو به خودش جلب کرد این بود که تو حیاط یه گروه دیگه از سفیری ها هم حضور  داشتند که به زبان فرانسه صحبت می کردند. بعد از پرس و جو متوجه شدم که این تور به زبان انگلیسی و فرانسه به صورت همزمان داره برگزار میشه.

راس ساعت 9 به سمت اتوبوس ها حرکت کردیم. داخل اتوبوس اساتید دانشجویان رو به دو گروه تقسیم کردن و هر استاد وظیفه یک گروه از دانشجویان رو به عهده داشت. قسمت before visiting بوکلت یکسری سوالات بود که قرار شد با دوستمون دونفری همه سوالات رو پاسخ بدیم و استاد با انتخاب چند سوال، فضایی برامون ایجاد کرد که باعث شد بحث آزاد به وجود بیاد. من اکثرا در جمع های بزرگ اعتماد بنفس صحبت کردن به زبان انگلیسی رو ندارم ولی اینکار باعث شد به استرسم غلبه کنم و در جمع44 نفره در داخل اتوبوس نظراتمو با همه در میون بذارم. بعد از ما خواستن تا قسمت دیکشنری بوکلت رو باز کرده و لغات رو بعد تلفظ صحیح اساتید تکرار کنیم که اینم باعث شد کلی لغات جدید و مفید در رابطه با ساعت و موزه یاد بگیریم.

بعد از صرف صبحانه خوشمزه در اتوبوس، ساعت9:30 به موزه رسیدیم. در داخل ساختمان موزه که از دو طبقه تشکیل شده، سیر تکامل انواع ساعت های مکانیکی متعلق به قرن هفدهم تا بیستم میلادی در معرض نمایش قرار گرفته شده بود، ساعت هاییمث ساعت شاهینی، آونگی، رومیزی، دیواری و ایستاده .

در طبقه دوم موزه ساعت های جیبی معمولی و ساعت های جیبی سفارشی متعلق به شخصیتهای برجسته تاریخی و سیاسی، ساعت های ویژه ای چون ساعت کارت زنی، شیفت نگهبانی، ساعت کشتی و همچنین ساعت های مچی در انواع مختلف دستبندی و دو زمانه به چشم می‌خورد.

در بخش تقویم ها هم با تقویم های مختلف ایرانی، معرفی شخصیت های برجسته در امر تقویم نویسی، ماکت قدیمی‌ترین سند تاریخدار ایرانی (کتیبه بیستون) رو به رو شدیم که از بخش های جالب این موزه محسوب می‌شه و علاقه مندان خاص خودش را داره.

از دیگر بخش های نمایشی موزه بخش نمایش انواع فسیل های مربوط به دوران مختلف زمین شناسی و معرفی ساعت ها و ساعت سازان معروف بود.

قسمت مشاهیر موزه

در اوایل سال ۱۳۹۴ شمسی، بخشی از موزه برای نمایش ساعت های مشاهیر و بزرگان علم و ادب و هنر این خاک، افتتاح شد ساعت اشخاص بزرگی چون

سید محمود حسابی، دکتر سید مهدی الوانی: پدر مدیریت دولتی ایران، احترام سادات برومند یزدی و همسرش داوود رشیدی، دکتر عباس حرّی: دانشمند علوم کتابداری، هوشنگ مرادی کرمانی:نویسنده معاصر ایرانی، سعید سلطانی: کارگردان، امین‌الله رشیدی: خواننده و اهنگ ساز، و…

بعد از بازدید از هر دو طبقه  موزه همگی در حیاط موزه جمع شدیم و لب استخر نشستیم ،اساتید دانشجویان رو به گروه های 3 نفره تقسیم کرده و به هرگروه یک کارت که شامل 5 سوال بود تحویل دادن که موضوع سوالات دررابطه با زمان بود، 15 دقیقه بحث آزاد با هم گروهی هامون و اساتید داشتیم ، در پایان بازدید برای رفع خستگی ،یه بازی خیلی مفرح رو شروع کردیم به این ترتیب که لغتی که روی استیکر نت نوشته شده بود رو بایستی بر روی پیشونی چسبونده و بدون نگاه کردن به استیکر از هم گروهیهامون میخواستیم که با دادن تعاریف صحیح و یا گفتن مترادف و متضاد لغت کمک به حدس لغت تایپ شده بر روی استیکر به ما کمک کنن.

اون سمت حیاط هم دانشجوهای فرانسه زبان با اساتیدشون مشغول اجرای گیم بودند. از جزییات بازیشون چیزی متوجه نشدم اما هرچند دقیقه یه بار صدای کف زدنشون رو می شنیدم. با اینکه چیزی از زبان فرانسه نمی دونستم ولی از چهره ها و لحن صحبتهاشون میفهمیدم که داره به اونا هم خوش می گذره. بعد از اجرای گیم هر دو گروه انگلیسی زبان و فرانسه زبان بعد از گرفتن یه عکس دسته جمعی به سمت  اتوبوس ها برگشتیم.

به اشتراک بگذارید

2 دیدگاه

ارسال دیدگاه

12 − شش =