مهمترین اصطلاحات بانکی در انگلیسی

اصطلاحات بانکی در انگلیسی | ۳۰ اصطلاح پرکاربرد

در این محتوا چه مواردی بیان می‌شود؟

اگر گذرتان به یک بانک خارجی افتاد مهم است که اصطلاحات بانکی در انگلیسی را بشناسید و بدانید مفهوم هرکدام چیست. در این مقاله مهمترین اصطلاحات انگلیسی بانکی را برای شما جمع‌آوری کرده‌ایم. قبل از هرچیز نگاهی به کلمات جدید این لیست بیندازید. حتی اگر فکر می‌کنید بعضی از آنها را قبلا بلد بودید، مهم است که دوباره آن‌ها را ببینید. گاهی‌اوقات کلمه‌ای برای ما آشنا به نظر می‌آید و فکر می‌کنیم آن را بلدیم، اما زمانی که نیاز داریم از آن استفاده کنیم چیزی یادمان نمی‌آید. برای همین است که خیلی از زبان‌آموزان می‌گویند: “من همه‌چیز را می‌فهمم، اما به‌سختی می‌توانم صحبت کنم”

چطور اصطلاحات انگلیسی در بانک را یاد بگیریم؟

بعد از آن که کلمه و توضیح آن را خواندید، نگاهی به مثال زیر آن بیندازید. سپس، سعی کنید خودتان هم با کلمه جدید مثالی بزنید! این یکی از مهمترین قدم‌های شماست. این‌کار به شما کمک می‌کند، از دانستن و شناسایی کلمه به توانایی استفاده از آن برسید. ابتدا در یک جمله جداگانه از آن استفاده کنید. سپس سعی کنید در صورت امکان در تسک رایتینگی که قرار است انجام دهید آن را به کار ببرید. درنهایت، در مکالمه بعدی به‌راحتی کلمه را به یاد خواهید آورد و زودتر از آن چیزی که فکرش را کنید، می‌توانید از آن در جای درست استفاده کنید.

به‌دلیل خاص بودن اصطلاحات بانکی در زبان انگلیسی، ایده خوبی است اگر آنها را به زبان فارسی هم ترجمه کنید. معمولا شما از ترجمه کردن اجتناب می‌کنید، چرا که این‌کار سرعت شما را در زمان نوشتن و صحبت کردن کاهش می‌دهد. اما اینکه کلمات را بعد از اولین باری که آنها را یاد می‌گیرید ترجمه کنید، به شما اطمینان می‌دهد که معنی و مفهوم کلمه را به‌درستی درک کرده‌اید. قدم مهم بعدی برای یادگیری عبارات، شنیدن آن‌ها در یک مکالمه واقعی است. گوش‌دادن به انگلیسی‌زبانان بومی که از کلمات جدید استفاده می‌کنند، به شما کمک می‌کند تا زمان و چگونگی استفاده از لغات را یاد بگیرید. با استفاده از پادکست‌های British Council و کانال‌های YouTube می‌توانید لغات را را در عمل بشنوید و به کار ببرید.

30 عبارت متداول انگلیسی در بانک که باید بدانید!

1. Account

بدیهی است برای اینکه بتوانید از بانکی خدمات دریافت کنید، اول باید در آن بانک حساب شخصی داشته باشید. پس، اولین مورد از اصطلاحات بانکی در انگلیسی، Account است. شما می‌توانید یک حساب جاری (Checking Account) و حساب پس‌انداز (Saving Account) داشته باشید. به Checking Account (که در زبان بریتیش Current Account نیز گفته می‌شود) به شما اجازه می‌دهد هر زمان که بخواهید از حساب خود پول برداشت کنید. Saving Accountها به شما این امکان را می‌دهد که پول خود را پس‌انداز کرده و سود دریافت کنید. به مثال زیر توجه کنید:

مثال:

He needed to transfer some money from his savings account to his checking account so that he could pay for the new car he wanted to buy.

او نیاز به انتقال مقداری پول از حساب‌های پس‌اندازش به حساب جاری خود دارد تا بتواند هزینه ماشینی را که می‌خواهد بخرد پرداخت کند.

مهمترین اصطلاحات بانکی انگلیسی

2. Credit

یکی دیگر از مهمترین اصطلاحات بانکی در انگلیسی، Credit است. Credit یا اعتبار، پولی است که شما در حساب بانکی خود دارید و پولی که بانک به شما قرض می‌دهد. همچنین به معنی خوش‌حسابی شماست، برای زمانی که قصد وام گرفتن از بانک را دارید. Credit Card کارتی است که به شما این امکان را می‌دهد که پولی بیشتر از آنچه دارید خرج کنید، اما بعدا باید سود پرداخت کنید. واژه Credit همچنین برای موقعیت‌های عمومی هم استفاده می‌شود: زمانی که به کسی Credit می‌دهید، تلاش یا ارزش او را تصدیق می‌کنید.

مثال:

His credit was good, so he didn’t expect the bank to reject his loan application.

اعتبار او خوب بود، بنابراین انتظار نداشت که بانک درخواست وام او را رد کند.

3. Debit

Debit پولی است که از حساب بانکی شما خارج می‌شود یا پولی که بدهکار هستید. Debit Card به شما امکان می‌دهد از موجودی حساب خود در فروشگاه‌ها یا به‌صورت آنلاین خرید کنید. همچنین می‌توانید با دریافت پول از دستگاه خودپرداز از این کارت استفاده کنید. علاوه‌بر‌این، می‌توانید از این کلمه به‌عنوان فعل هم استفاده کنید: To debit money به معنای برداشتن پول از حساب است.

مثال:

I prefer using a debit card, because I’m not tempted to spend more money than I have in my account.

من ترجیح می‌دهم از کارت اعتباری استفاده کنم، چون وسوسه نمی‌شوم که بیشتر از پولی که در حسابم دارم خرج کنم.

 

The bank debited the money from his account.

بانک پول را از حساب او برداشت کرد.

4. Balance

Balance یا موجودی شما، پولی است که در یک حساب دارید. در واقع تفاوت بین آنچه خرج می‌کنید (Debit) و آنچه دریافت می‌کنید (Credit) است.

مثال:

I need to check my balance before completing the transaction (exchange).

من نیاز دارم قبل از انجام تراکنش موجودی حسابم را چک کنم(گردش حساب)

5. Loan

Loan پولی است که از بانک یا موسسه یا شخص دیگری قرض می‌گیرید. بانک پول را به شما قرض می‌دهد (Lends) و شما آن را وام می‌گیرید (Borrow). بانک قرض‌دهنده است(Lender) و شما وام‌گیرنده(Borrower).

مثال:

They needed a loan to buy the car of their dreams, but they couldn’t find a lender.

آنها برای خرید ماشین رویاهایشان به وام احتیاج داشتند، ولی وام‌دهنده‌ای پیدا نکردند.

6. Student Loan

Student Loan یا وام‌های دانشجویی، وام‌هایی هستند که توسط وام‌گیرندگان برای پرداخت هزینه‌های تحصیل استفاده می‌شود. وام‌های دانشجویی معمولا پس از پایان تحصیل و شروع به کار وام‌گیرنده بازپرداخت می‌شوند. برخی از وام‌دهندگان وام‌های دانشجویی را با نرخ بهره پایین‌تر ارائه می‌دهند.

مثال:

You need to get a good job right after you graduate, or you’ll be paying for your student loan for a long time.

شما بلافاصله بعد از فارغ‌التحصیلی به یک شغل خوب نیاز دارید، در غیر اینصورت تا مدت زیادی وام دانشجویی خود را پرداخت خواهید کرد.

7. Debt

Debt یا بدهی، مبلغی از پول است که بدهکار هستید. همچنین می‌توانید از این کلمه به‌صورت کلی هم استفاده کنید: in debt to someone، می‌تواند به این معنی باشد که به او لطفی دارید یا برای چیزی سپاسگزار هستید.

مثال:

He couldn’t pay his debt, so he had to sell his car.

او نتوانست بدهی خود را پرداخت کند، در نتیجه مجبور شد ماشینش را بفروشد.

اصطلاحات بانکی به انگلیسی

8. Interest Rate

لیست اصطلاحات بانکی در انگلیسی را با Interest Rate ادامه می‌دهیم. اگر از بانک وام می‌گیرید، باید آن را پس بدهید. علاوه بر این، باید بهره هم پرداخت کنید. Interest Rate یا نرخ بهره، برای یک دوره زمانی معین محاسبه می‌شود. اگر حساب پس‌انداز داشته باشید، بانک به شما سود می‌دهد تا بتوانید از پول خود در مدت زمان معینی استفاده کنید.

مثال:

He was researching the banks that offered the lowest interest rate for loans.

او به دنبال بانکی می‌گشت که پایین‌ترین نرخ بهره را برای وام‌ ارائه دهد.

9. To Withdraw

To withdraw money به معنای برداشتن پول از یک حساب است..

مثال:

He wanted to withdraw some money from his checking account, but he forgot his card at home.

او می‌خواست مقداری پول از حساب جاری خود برداشت کند، اما کارت خود را در خانه جا گذاشته بود.

10. To Overdraw

To overdraw یعنی برداشت بیشتر از مقداری که در حساب خود دارید. در این حالت معمولاً باید مقداری هزینه اضافی بپردازید. توصیه می‌شود به موجودی خود توجه کنید تا بیش از حد پول برداشت نکنید.

مثال:

He was careful not to overdraw money from his account, because the penalties are quite high with his bank.

او مواظب بود که پول اضافی از حساب خود برداشت نکن، چون جریمه‌های بانک او بسیار بالاست.

11. Overdraft

Overdraft پولی است که وقتی دیگر وجهی در دسترس ندارید از حساب خود برداشت می‌کنید. مانند وامی است که بانک به شما می‌دهد.

مثال:

She received an overdraft notice when she spent more than she had in her checking account.

او زمانی که بیش از آنچه در حساب جاری خود خرج کرده بود، اخطار اضافه برداشت دریافت کرد.

12. ATM

ATM مخفف Automated Teller Machine است، همان دستگاهی است که به شما کمک می‌کند تراکنش‌های بانکی را فقط با استفاده از کارت خود انجام دهید. کلمه Teller یا عابر به کارمند بانکی اشاره دارد که در انجام معاملات به شما کمک می‌کند. برای دستگاه خودپرداز واژه‌های Cash-point یا Cash machine هم استفاده می‌شود.

مثال:

I need to stop at the ATM to take out some cash.

من باید در دستگاه خودپرداز بایستم که مقداری پول نقد بگیرم.

اصطلاحات بانکی رایج در انگلیسی

13. Direct Debit

Direct Debit برای پرداخت‌های منظم مبالغ مختلف، معمولاً برای قبوض آب و برق یا قبوض کارت اعتباری. با استفاده از Direct Debit، از شر انجام تراکنش‌های ماهانه خلاص می‌شوید.

مثال:

He used a direct debit for his mobile phone bill.

او از مبلغ مستقیم برای قبض تلفن همراه خود استفاده کرد.

14. Standing Order

Standing Order که پرداخت‌های منظم و ثابت است که به‌صورت خودکار از حساب شخص انجام می‌شود. Standing order با Direct debit متفاوت است زیرا مبلغ پرداختی نمی‌تواند متفاوت باشد و ثابت است، مثل مبلغی که هرماه به عنوان قسط پرداخت می‌کنید.

مثال:

He kept forgetting to pay his loan installments so he decided to go for a standing order.

او مدام فراموش می‌کرد اقساط وام خود را بپردازد، بنابراین تصمیم گرفت برای پرداخت ثابت اقدام کند.

15. Deferred Payment

Deferred payment پرداختی است که برای تاریخ بعدی به تعویق می‌افتد. زیرا نمی‌توانید تراکنش را در زمانی که به‌طور معمول انجام می‌دهید انجام دهید.

مثال:

He was going abroad for a month, so he decided to use deferred payment for his electricity bill.

او به مدت یک ماه به خارج از کشور می‌رفت، بنابراین تصمیم گرفت از پرداخت معوق برای قبض برق خود استفاده کند.

16. Statement

Statement یا صورتحساب بانکی، فهرستی از تمام تراکنش‌هایی است که در یک حساب بانکی در یک بازه زمانی معین انجام شده است. تمام بدهی‌ها، اعتبارات و مانده را نشان می‌دهد.

مثال:

He wasn’t sure why his balance was so low, so he asked for a bank statement.

او مطمئن نبود که چرا موجودی حسابش خیلی کم است، بنابراین درخواست صورتحساب بانکی کرد.

17. Personal Identification Number (PIN)

PIN ترکیبی محرمانه از اعداد است که فقط دارندگان حساب می‌توانند برای دسترسی به حساب‌های خود استفاده کنند.

مثال:

After three failed attempts to remember his Personal Identification Number, he had to contact the bank.

پس از سه تلاش ناموفق برای به خاطر سپردن شماره شناسایی شخصی خود، مجبور شد با بانک تماس بگیرد.

18. Safety Deposit Box

Safety deposit Box یا صندوق امانات، گاوصندوقی است که بانک برای نگهداری اقلام باارزش خود برای مردم اجاره می‌کند.

مثال:

After having his house broken into twice, he decided to keep his important documents in a safety deposit box.

او بعد از اینکه خانه‌اش دوبار خراب شد، تصمیم گرفت اسناد مهم خود را در صندوق امانات نگه دارد.

19. Credit Limit

Credit limit یا سقف اعتبار شما، حداکثر مقدار پولی است که بانک به شما اجازه می‌دهد براساس وضعیت مالی خود وام بگیرید.

مثال:

After she reached her credit limit, she decided to spend less and save more.

پس از اینکه به سقف اعتبار خود رسید، تصمیم گرفت کمتر هزینه و بیشتر پس‌انداز کند.

رایج‌ترین اصطلاحات انگلیسی در بانک

20. Electronic Banking

بانکداری الکترونیک سیستمی است که به مشتریان اجازه می‌دهد تراکنش‌های بانکی خود را از طریق اینترنت انجام دهند. به آن online banking، Internet banking یا e-banking هم می‌گویند.

مثال:

Customers find electronic banking very convenient because they no longer need to go to the bank to make transactions.

مشتریان بانکداری الکترونیک را بسیار راحت می‌دانند زیرا دیگر نیازی به مراجعه به بانک برای انجام معاملات ندارند.

21. Mortgage

Mortgage یا وام مسکن قراردادی است که به موجب آن شخصی می‌تواند برای خرید خانه از بانک پول قرض کند. تا زمانی که بدهی پرداخت نشود، بانک مالک خانه است.

مثال:

They need to take out a mortgage to buy a house.

آنها برای خرید خانه باید وام مسکن بگیرند.

22. Collateral

Collateral چیزی است، مانند خانه، که به‌عنوان تضمین (وثیقه) هنگام گرفتن وام استفاده می‌شود. اگر وام‌گیرنده نتواند بدهی را پرداخت کند، بانک مالک وثیقه می‌شود.

مثال:

She didn’t have any collaterals, so she decided to take out a mortgage.

او هیچ وثیقه‌ای نداشت، بنابراین تصمیم گرفت وام مسکن بگیرد.

23. Appraisal

Appraisal ارزیابی ارزش یک ملک است که معمولا توسط نماینده بانک انجام می‌شود. یک Appraisal معمولا قبل از گرفتن وام مسکن انجام می‌شود.

مثال:

They wanted to use their house as collateral for the loan, but first the bank needed to appraise its value.

آنها می‌خواستند از خانه خود به عنوان وثیقه برای وام استفاده کنند، اما ابتدا بانک باید ارزش آن را ارزیابی کند.

24. Guarantor

Guarantor یا ضامن، شخصی است که قبول می‌کند در صورتی که شخص نتواند بدهی خود را پرداخت کند، بدهی او را بپردازد.

مثال:

His parents offered to act as guarantors for his student loan.

والدین او پیشنهاد کردند که به‌عنوان ضامن وام دانشجویی او عمل کنند.

25. Payoff

به پرداخت کامل وام، Payoff می‌گویند.

مثال:

She was feeling relieved that she had completed the payoff of her debt last month.

او از اینکه پرداخت بدهی خود را در ماه گذشته کامل کرده بود، احساس آرامش می‌کرد.

26. Clause

یک Clause یا بند، بخشی از یک قرارداد است که جزییاتی را در مورد وضعیت خاصی که توسط قرارداد پوشش داده شده است، ارائه می‌دهد.

مثال:

All the bank contracts have a clause that specifies the bank charges and the interest rate for a specific account.

همه قراردادهای بانکی دارای بندی هستند که هزینه‌های بانکی و نرخ سود یک حساب خاص را مشخص می‌کند.

27. Prepayment

پیش‌پرداخت عبارت است از تسویه بدهی قبل از سررسید. گاهی‌اوقات جریمه‌های پیش‌پرداخت هم وجود دارد که بانک‌ها در این مورد می‌گیرند.

مثال:

She forgot to check the prepayment clause and was quite surprised to see she had penalties to pay to the bank.

او فراموش کرده بود بند پیش‌پرداخت را بررسی کند و از اینکه دید جریمه‌هایی برای پرداخت به بانک دارد بسیار متعجب شد.

28. Bank Charges

هزینه‌های بانکی همه کارمزدهایی هستند که یک بانک در ازای خدمات خود از شما می‌خواهد بپردازید (استفاده از Debit Card یا Credit Card، انجام تراکنش‌ها، گرفتن وام). هزینه‌های بانکی را می توان به‌عنوان کارمزد نیز نامید.

مثال:

He chose his bank carefully, by looking not only at the interest rates, but also at all the bank charges.

او بانک خود را بادقت انتخاب کرد و نه تنها به نرخ‌های بهره، بلکه به همه هزینه‌های بانکی نیز نگاه کرد.

29. Business Days

Business Days یا روزهای کاری، روزهایی هستند که بانک‌ها یا کسب‌وکارهای دیگر باز هستند. یا Business hours.

مثال:

You can only complete transactions in the bank on business days, but you can use Internet banking whenever you want.

شما فقط می‌توانید در روزهای کاری تراکنش‌های خود را در بانک انجام دهید، اما هرزمان که بخواهید می‌توانید از بانکداری اینترنتی استفاده کنید.

30. Branch

Branch یا شعبه، مکانی است که در آن بانک خدمات خود را به مشتریان ارائه می‌دهد.

مثال:

This bank only has three branches in the city, but there are plenty of ATMs.

این بانک تنها سه شعبه در شهر دارد، اما دستگاه‌های خودپرداز زیادی وجود دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.