از لمس گِل تا کشف حروف
یادگیری برای کودکان زمانی معنایی عمیقتر پیدا میکند که از چارچوب کتابها فراتر برود و با دنیای بازی، تخیل و تجربه پیوند بخورد. در چنین فضایی، حروف دیگر تنها نشانههایی بر صفحات کتاب نیستند، بلکه به شکلهایی ملموس تبدیل میشوند که میتوان آنها را ساخت، لمس کرد و به خاطر سپرد.
با همین رویکرد، کارگاه خلاقانۀ «الفبا با گِل سفالگری» در تاریخ ۲ مهرماه ۱۴۰۵ در سفیر بابل برگزار شد. این برنامه با هدف مرور و تثبیت حروف الفبای انگلیسی فرصتی فراهم آورد تا دانشجویان کودک آموختههای خود را از مسیر هنر و تجربه بازآفرینی کنند.
در این کارگاه، کودکان پس از مرور حروف انگلیسی با استفاده از گِل سفالگری به ساخت شکلهای سهبعدی الفبا پرداختند. توجه به خطوط، انحناها و ساختار هر حرف بخشی از فرایند ساخت بود، فعالیتی که در کنار تمرین زبان، هماهنگی چشم و دست و مهارتهای حرکتی ظریف را نیز درگیر میکرد.
هنر؛ زبانی دیگر برای یادگیری
یکی از ویژگیهای آموزش تجربهمحور نقش فعال زبانآموز در فرایند یادگیری است. در این شیوه، کودک تنها دریافتکنندۀ اطلاعات نیست، بلکه با مشاهده، آزمودن و کشف کردن، در شکلگیری شناخت خود مشارکت میکند. کارگاه سفیر بابل نیز بر همین اصل استوار بود؛ کار با گِل سفالگری، دریافتهای دیداری، لمسی و حرکتی را در کنار یکدیگر قرار میداد و امکان شناخت حروف از مسیرهای گوناگون را فراهم میکرد.
انعطافپذیری گِل به کودکان اجازه میداد شکلهای ساختهشده را اصلاح کنند و بدون نگرانی از نتیجۀ نخست راههای دیگری را برای رسیدن به فرم دلخواه بیازمایند. در چنین فضایی، اشتباه به جای آنکه مانعی در مسیر آموختن باشد، فرصتی برای بازنگری و تلاش دوباره فراهم میکرد. این تجربه به کاهش اضطراب یادگیری، تقویت اعتمادبهنفس و پرورش صبر و پشتکار کمک میکند، بهویژه آنکه شکل دادن به هر حرف به دقت و توجه به جزئیاتی نیاز داشت که شاید هنگام نوشتن یا مشاهدۀ آن کمتر به چشم بیایند.
یادگیری با دستهای خلاق
آموزش زبان به کودکان، افزون بر انتخاب محتوای مناسب، به روشهایی نیاز دارد که با ویژگیهای شناختی، روحیات و علایق این گروه سنی هماهنگ باشند. فعالیتهای هنری و بازیمحور با ایجاد تنوع در شیوۀ آموزش، به تواناییهایی مجال بروز میدهند که ممکن است در تمرینهای متداول کلاسی کمتر آشکار شوند.
در کارگاه «الفبا با گِل سفالگری»، هر کودک میتوانست با تکیه بر تخیل و ابتکار خود به حروف آشنا شکل ببخشد. اگرچه همۀ شرکتکنندگان با الفبایی مشترک سروکار داشتند، حاصل کار هر یک جلوهای متفاوت داشت، تفاوتی که از انتخابها، سلیقه و شیوۀ آفرینش فردی آنها سرچشمه میگرفت. این آزادی عمل فرصتی برای تمرین تصمیمگیری و تقویت استقلال فردی فراهم میکرد. کودکان در جریان ساخت، با انتخاب شیوۀ شکلدهی و بررسی نتیجۀ کار خود، نقش مؤثرتری در هدایت فعالیتشان بر عهده میگرفتند. چنین تجربهای اهمیت توجه به تفاوتهای فردی در آموزش را نیز یادآور میشود، اینکه مسیر یادگیری برای همۀ کودکان یکسان نیست و روشهای متنوع امکان شکوفایی استعدادهای گوناگون را در کنار دستیابی به اهداف مشترک آموزشی فراهم میکنند.
رد انگشتان کوچک بر مسیر یادگیری
برگزاری این کارگاه در سفیر بابل بازتابی از رویکرد سفیر در بهکارگیری روشهای آموزشی متناسب با نیازهای کودکان بود، رویکردی که در آن، هنر و بازی نه فعالیتهایی جدا از آموزش، بلکه بخشی از فرایند پرورش مهارتهای زبانی و فردی به شمار میروند. در پایان این تجربه، آنچه اهمیت داشت تنها حروف شکلگرفته از گِل نبود، بلکه مسیری بود که کودکان برای ساخت آنها پیمودند، مسیر یادآوری و مشاهده تا لمس، کشف و آفرینش. گاهی ماندگارترین آموختهها نه فقط بر صفحۀ دفتر، بلکه در خاطرۀ دستانی نقش میبندند که خود در ساختنشان سهم داشتهاند.