اصطلاحات انگلیسی در مورد ازدواج و روابط احساسی + ترجمه فارسی

اصطلاحات انگلیسی در مورد ازدواج و روابط احساسی + ترجمه فارسی

اصطلاحات انگلیسی در مورد ازدواج ، صحبت کردن در مورد روابط دوستی و خانوادگی می‌تواند از جملات بسیار ساده تا استفاده از اصطلاحات پیچیده بسیار متفاوت باشد. در این مطلب قصد داریم با آموزش اصطلاحات انگلیسی در ازدواج ، روابط احساسی و دوستی به شما آموزش دهیم چگونه در مورد ازدواج،روابط دوستی و خانوادگی خود حرف بزنید.

اصطلاحات انگلیسی در مورد ازدواج

برای بیان ازدواج کردن از فعل get married یا marry استفاده می‌کنیم. دقت کنید که کلمه marry به‌تنهایی یک فعل است و در حالت حال ساده نیازی به ed ندارد.

مثال:

They’ll get married in September.
.آنها در سپتامبر ازدواج می‌کنند
Will you marry me?
آیا با من ازدواج می‌کنی؟
He wants to marry me.
.او قصد دارد با من ازدواج کند

فعل split up به معنای “به هم زدن” و پایان یک رابطه احساسی است.

مثال:

Kathy and John will split up soon.
.کتی و جان به‌زودی بهم می‌زنند
Why did Paris and Benji split up?
چرا پاریس و بنجی بهم زدند؟

در مورد رابطه رسمی مثل ازدواج کلمه split up استفاده نمی‌شود و به‌جای آن فعل divorce به‌معنای “طلاق گرفتن” استفاده می‌شود.

مثال:

Paris and Benji divorced.
.پاریس و بنجی از هم جدا شدند
They are divorced now.
.آنها الان مطلقه هستند

همسر سابق با پیشوند ex در انگلیسی بیان می‌شود.

مثال:

Ex-husband شوهر سابق
Ex-wife همسر سابق (زن)
Alex is my ex-husband.
.الکس شوهر سابق من است

برای بیان فرزند داشتن باید از اصطلاح have a baby استفاده کنیم.

مثال:

We have two babies.
.ما دو فرزند داریم
Do Paris and Benji have a baby?
آیا پاریس و بنجی بچه دارند؟

اصطلاحات انگلیسی در مورد ازدواج

بیشتر بخوانید:اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی (ویدئو + دانلود رایگان)

اصطلاحات انگلیسی در روابط احساسی

ابتدا باید بدانیم که کلمه relationship به‌معنای رابطه است و فعل متناسب با آن فعل have است. صفت‌های مورد استفاده با این کلمه هم می‌تواند صفت‌های good و یا bad باشد.در این بخش اصطلاحات احساسی انگلیسی را بیان می‌کنیم.

مثال:

We have a good relationship.
.ما رابطه خوبی داریم
Ali has a bad relationship with his father.
.علی رابطه بدی با پدرش دارد

این کلمه همچنین برای روابط احساسی بین زن و مرد هم استفاده می‌شود که با فعل to be می‌آید.

مثال:

Jack and Kara are in a relationship.
.جک و کارا در رابطه هستند

فعل be together هم برای توصیف ارتباط احساسی بین افراد استفاده می‌شود.

مثال:

Fred and Nancy are together.
فرد و نانسی با هم هستند. (در رابطه هستند)
Are Philip and Kathy together?
آیا فیلیپ و کتی با هم هستند؟

کلمه couple به معنای زوج است و برای افرادی که متاهل هستند یا در رابطه احساسی جدی هستند استفاده می‌شود.

مثال:

Some couples come here for holidays.
.برخی زوج‌ها برای تعطیلات به اینجا می‌آیند

کلمه partner به‌معنای شریک است که در روابط اجتماعی می‌تواند به‌معنای دوست، زن یا شوهر باشد.

مثال:

Max is my partner.
مکس پارتنر من است. (دوست یا همسر)
Is Becky your partner?
آیا بکی پارتنر تو است؟

همچنین اصطلاح go out with someone هم به‌معنای در رابطه احساسی بودن با کسی است.

مثال:

I started going out with Peter.
.من با پیتر وارد رابطه شده‌ام

از اصطلاح get to know someone هم برای ابتدای آشنایی به‌معنای “شناختن” استفاده می‌شود.

مثال:

I’d like to get to know him more!
.من مایلم بیشتر او را بشناسم
It was easy for us to get to know each other.
.برای ما شناختن همدیگر کار ساده‌ای بود

اصطلاحات انگلیسی در روابط دوستی

کلمه friend به‌معنای دوست است و متداول‌ترین فعلی که با آن مورد استفاده قرار می‌گیرد فعل have است.در این بخش اصطلاحات انگلیسی برای دوست را بیان می‌کنیم.

مثال:

I have some friends.
.من چندتا دوست دارم
Do you have an old friend?
آیا دوست قدیمی داری؟

وقتی برای اولین بار کسی را ملاقات می‌کنید و با آن فرد دوست نیستید باید از فعل meet به‌معنای آشنا شدن برای بار اول استفاده کنید.

مثال:

Tina and I met at school.
.من و تینا (برای اولین بار) در مدرسه آشنا شدیم

برای توصیف رابطه‌ای که افراد در آن خوب با هم کنار می‌آیند باید از اصطلاح get on well with somebody استفاده کنیم. به این مثال‌ها دقت نمایید.

مثال:

Sophie gets on well with Gemma.
.سوفی خیلی خوب با جما کنار می‌آید
I don’t get on well with my neighbor!
!من با همسایه‌ام کنار نمی‌آیم

برای دیدار با دوستان از اصطلاح see each other به‌معنای دید و بازدید کردن استفاده می‌کنیم.

مثال:

We don’t see each other very often.
.ما زیاد همدیگر را نمی‌بینیم

برای توصیف دوست صمیمی از دو کلمه best friend و close friend استفاده می‌شود.

مثال:

Samantha is my mother’s close friend.
.سامانتا دوست صمیمی مادر من است

خودآزمایی

حال که اطلاعات لازم را در زمینه روابط احساسی و ازدواج و دوستی آموختید، سعی کنید به سوالات زیر پاسخ دهید.

1. Who is your close friend?
2. Where did you meet?
3. Do you have a baby?
4. When did your parents have their first baby?
5. Do you have a partner? 

دسته بندی ها: آموزش

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۷۵۵

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

۱ دیدگاه برای این مطلب ثبت شده است

  1. ناشناس
    10:47 2022/02/20

    very good thanks