لیست لغات آیلتس | ۱۰۰۰ کلمه پرتکرار آیلتس در ۱۰ سال گذشته!

لیست لغات آیلتس | ۱۰۰۰ کلمه پرتکرار آیلتس در ۱۰ سال گذشته!

اگر دارید این مقاله را می‌خوانید به احتمال زیاد قصد شرکت در آزمون آیلتس را دارید. پس حتما می‌دانید که یکی از چالش‌هایی که ممکن است در تمام 4 بخش آیلتس با آن درگیر شوید، لغات آیلتس است. اینکه کدام لغات در آیلتس پرتکرارند؟ چندتا کلمه برای آیلتس یاد بگیریم؟ کدام مترادف‌ها را برای کلمات در آیلتس به‌کار ببریم. این مسئله موضوع این مقاله از مجله آموزشی سفیر است. در ادامه لیست بیش از 1000 کلمه پرتکرار در آزمون آیلتس را خواهید دید که با بررسی آزمون سال‌های مختلف جمع‌آوری شده است. همچنین فراموش نکنید که فایل pdf این کلمات را از انتهای همین مطلب دانلود کنید.

چگونه می‌توانم لغات آیلتس خود را تقویت کنم؟

نکات زیر را برای بهبود واژگان آیلتس دنبال کنید:

جدول زمانی خوبی برای مطالعه خود تهیه کنید و هر روز برای مثال 10 لغت مهم آیلتس یاد بگیرید.
بهتر است تمرکز شما روی ساخت دیکشنری خودتان باشد، باید کلمات جدید را در دیکشنری خود قرار دهید و مدام آن را آپدیت کنید.
سعی کنید کلمات سخت آیلتس را با دوستان خود تمرین کنید.
سعی کنید با استفاده از کلمات جدیدی که هر روز یاد می‌گیرید چیزی بنویسید یا جمله‌ای بسازید.
تمرکز زیادی روی بخش اسپیکینگ آیلتس داشته باشید.

چه تعداد از لغات آیلتس برای یادگرفتن کافی است؟

به‌عنوان یادگیرنده لغات آیلتس، باید مجموعه‌ای از 6000 تا 7000 لغت پرکاربرد آیلتس را داشته باشید. دقت کنید که این کلمات همه زمینه‌ها را پوشش دهند تا بتوانید در مورد هر موضوعی انگلیسی را روان صحبت کنید.

چگونه می‌توانم برای آیلتس در خانه مطالعه کنم؟

این سوال هر زبان‌آموزی است که برای آیلتس آماده می‌شود. در مقاله‌ای مجزا درباره نحوه آمادگی برای آیلتس در خانه مطلب مفصلی نوشته‌ایم. اما اگر بخواهیم به‌طور خلاصه به نکات امیدوارکننده‌ای اشاره کنیم که به شما در موفقیت در IELTS کمک می‌کند باید به چند نکته اشاره کنیم:

  • روزانه لغات آیلتس جدیدی را یاد بگیرید (سعی کنید حداقل 10 لغت جدید یاد بگیرید)
  • این کلمات را با معلم یا دوست خود تمرین کنید.
  • چند کتاب واژگان خوب برای آیلتس بخرید. برای مثال Essential words for IELTS برای شروع کتاب خوبی است.
  • برای اینکه انگیزه بگیرید کمی درباره تجربه افراد موفق در آزمون آیلتس مطالعه کنید.
  • در مورد آیلتس کمی تحقیق کنید.
  • کلمات جدید خود را در یک دفترچه بنویسید. (مجموعه لغات ضروری آیلتس مختص به خودتان را درست کنید)
  • هر روز لیست کلمات آیلتس خود را اصلاح و آپدیت کنید.
  • به یک دوره آمادگی آیلتس آنلاین بپیوندید.

لیست مهمترین و پرکاربردترین کلمات و لغات آیلتس:

No. کلمات هم‌معنی / مترادف ترجمه فارسی
1 A narrative a story داستان
2 A native a local فرد بومی
3 Abandon forsake رها کردن
4 Abbreviate condense مختصر کردن
5 Ability skill توانایی، سررشته
6 Able capable توانا
7 About approximately تقریبا
8 Above overhead در بالایِ
9 Abstract summary خلاصه، چکیده
10 Abundant ample فراوان، کافی
11 Accurate correct صحیح، درست
12 Achieve accomplish دست یافتن، به انجام رساندن
13 Adjourn postpone موکول کردن، به تعویق انداحتن
14 Adult grown بالغ
15 Advocate support پشتیبانی، طرفداری، حامی بودن
16 Afraid scared ترسیده
17 After following, next بعدی، بعد
18 Aggressive militant پرخاشگر، ستیزه‌جو
19 Aid help, assist کمک
20 Almost nearly تقریبا
21 Always forever همیشه
22 Amateur beginner آماتور، مبتدی
23 Ambitious aspiring مشتاق
24 Animated lively سرزنده
25 Antagonize provoke خشمگین کردن، تحریک
26 Anyway besides به هر حال، به‌علاوه
27 Apparent evident آشکار، مشهود
28 Applicable relevant مناسب، مطابق
29 Appreciable considerable قابل توجه، قابل تقدیر
30 Approve endorse تایید
31 Ardor passion شور و شوق، اشتیاق
32 Arise occur رخ دادن، به‌وجود آمدن
33 Aromatic fragrant معطر
34 Arrive reach, come رسیدن
35 Arrogant haughty مغرور، خودخواه
36 Artful crafty حیله‌گر
37 Association organization اتحادیه، سازمان
38 Attractive appealing جذاب
39 Away absent دور، غایب
40 Awful terrible مهیب، وحشتناک
41 Awkward clumsy بی دست و پا، زشت
42 Backbone spine ستون فقرات
43 Backside behind, bottom پشت
44 Bad(not good)  poor, naughty بد، بدذات
45 Ballot poll رای
46 Ban forbid ممنوع
47 Barren infertile عقیم، نابارور
48 Bashful shy خجالت‌زده
49 Beautiful attractive زیبا، جذاب
50 Becoming fitting سازگار، مناسب
51 Before prior قبل
52 Believable plausible باورکردنی
53 Belly stomach معده، شکم
54 Bendy flexible قابل انعطاف
55 Beneficent generous سخاوتمند، بخشنده
56 Beneficial favorable سودمند، مطلوب
57 Bid tender پیشنهاد
58 Bizarre weird عجیب و غریب
59 Blameless innocent بی‌گناه، بی‌تقصیر
60 Bloodbath massacre قتل‌عام
61 Bloodless cold سرد
62 Branch department شعبه، دپارتمان
63 Brave courageous شجاع
64 Brow forehead پیشانی
65 Bum backside, behind, bottom پشت
66 Business commerce, trade تجارت
67 Candy sweet شکلات
68 Charter constitution قانون، منشور قوانین
69 Cheesy corny, tacky
70 Chiefly mainly به‌طور عمده
71 Choosy picky
72 Chorus refrain
73 Citation quotation نقل‌قول
74 Class lesson, course کلاس، درس
75 Clerk receptionist منشی
76 Clever intelligent باهوش
77 Coiffure hairstyle آرایش مو
78 Comfort consolation تسلی
79 Comic comedian کمدین
80 Commencement graduation فارغ التحصیلی
81 Complete total جمع
82 Completely totally کاملا
83 Concord harmony هماهنگی
84 Confederate accomplice همدستان
85 Conflict clash درگیری
86 Congested stuffed پر شده
87 Connect join پیوستن
88 Conscientious virtuous با فضیلت
89 Conscious aware آگاه
90 Consecutive successive پی در پی
91 Conservative cautious محتاط
92 Considerate thoughtful متفکر
93 Constancy fidelity وفاداری
94 Constant fixed درست شد
95 Constantly always همیشه
96 Constitution structure ساختار
97 Construction(lit.) interpretation تفسیر
98 Contaminate defile آلوده کردن
99 Contemporary modern نوین
100 Contented satisfied راضی
101 Continue persist اصرار ورزیدن
102 Continuous continual مستمر
103 Contrary opposite مقابل
104 Convalesce recover بازیابی
105 Convenient handy دستی
106 Convention conference کنفرانس
107 Correct right درست
108 Couch sofa کاناپه
109 Cozy comfortable راحت
110 Cranky cross صلیب
111 Crazy insane مجنون
112 Crook criminal جنایی
113 Cruel mean منظور داشتن
114 Crusade campaign پویش
115 Cry sob گریه کردن
116 Cube dice تاس
117 Curative healing شفا
118 Curler roller غلتک
119 Cussed stubborn یک دنده
120 Dally loiter سرگردان
121 Damage hurt صدمه
122 Dangerous unsafe ناامن
123 Daring bold پررنگ
124 Dark dismal ناراحت کننده
125 Dash sprint دوی سرعت
126 Dawn daybreak سپیده‌دم
127 Daybreak dawn سپیده‌دم
128 Dead lifeless بی جان
129 Deceptive misleading گمراه‌کننده
130 Decontrol deregulate مقررات‌زدایی
131 Dedicated committed متعهد شد
132 Defective faulty معیوب
133 Deliberate planned برنامه‌ریزی‌شده
134 Deliberately intentionally عمدا
135 Delicate fragile شکننده
136 Denims jeans شلوار جین
137 Depraved wicked, evil بد، خراب
138 Deserted abandoned رها شده است
139 Destiny fate سرنوشت
140 Detached indifferent بی‌تفاوت
141 Devil satan شیطان
142 Dicey risky مخاطره‌آمیز
143 Difficult hard سخت
144 Dilute weaken, thin ضعیف شدن، نازک شدن
145 Diminish curtail محدود کردن
146 Dirty soiled خاک شده
147 Disadvantaged deprived محروم
148 Disagree differ فرق داشتن
149 Disagreeable unpleasant ناخوشایند
150 Disaster catastrophe فاجعه
151 Discount reduction کاهش
152 Disgrace shame شرم
153 Dispute debate مناظره
154 Diverse distinct متمایز
155 Divide split شکاف
156 Docile tame رام کردن
157 Domesticate cultivate کشت کنند
158 Dormant inactive غیرفعال
159 Dossier file فایل
160 Doubt mistrust بی‌اعتمادی
161 Drab dull کدر
162 Drastic extreme مفرط
163 Dreadful terrible وحشتناک
164 Dry arid خشک
165 Dubious doubtful مشکوک
166 Dull blunt صریح
167 Dull(person) stupid احمق
168 Dumb stupid احمق
169 Eager keen تیز
170 Early premature زودرس
171 Earth soil خاک
172 Easy simple ساده
173 Eccentric unusual غیرمعمول
174 Economic profitable سودآور
175 Ecstasy joy شادی
176 Egocentric selfish خودخواه
177 Empty drain زه‌کشی
178 Encourage support پشتیبانی
179 Enemy opponent حریف
180 Enormous huge, immense عظیم، بزرگ
181 Equity fairness انصاف
182 Especially particularly به‌‎ویژه
183 Essential fundamental اساسی
184 Everlasting eternal ابدی
185 Exactly precisely دقیقا
186 Except apart from جدا از، غیر از
187 Extra additional اضافی
188 Famous famed, renowned مشهور
189 Fanatic enthusiast علاقه‌مند
190 Fantastic great, brilliant عالی، درخشان
191 Fool idiot آدم سفیه و احمق
192 Foolish silly احمقانه
193 Forehead brow پیشانی
194 Formerly previously قبلا
195 Fortunate lucky خوش‌شانس
196 Foxy cunning حیله‌گر
197 Foyer lobby لابی
198 Fragrance perfume عطر
199 French dressing vinaigrette چاشنی سالاد فرانسوی
200 Garbage can trashcan سطل زباله
201 Gay homosexual همجنسگرا
202 Grasping greedy حریص
203 Gratis free of charge رایگان
204 Gratuity tip نکته
205 Gravestone headstone سنگ قبر
206 Gut intestine روده
207 Hall corridor راهرو
208 Handsome good خوب
209 Happily fortunately خوشبختانه
210 Hard firm محکم
211 Hard tough سخت است
212 Hashish cannabis شاهدانه
213 Hate loathe متنفر بودن
214 Hearsay rumor شایعه
215 Help aid کمک
216 Hermetic airtight هواگیر
217 High elevated مرتفع
218 Highbrow intellectual پر فکر
219 Hint trace, tip ردیابی، نوک
220 Hold grasp فهم
221 Hole gap شکاف
222 Home domestic داخلی
223 Homicide murder آدم کشی
224 Honest truthful راستگو
225 Hospitable cordial صمیمی
226 Hostile antagonistic آنتاگونیست
227 Housebreaking burglary سرقت
228 Huge vast وسیع
229 Humble modest فروتن
230 Humiliate embarrass شرم‌آور
231 Hunger starvation گرسنگی
232 Hypothesis speculation حدس و گمان
233 Identical duplicate تکراری
234 Idle lazy تنبل
235 Idler loafer لوفر
236 If whether چه، اگر
237 Ignorant unaware غافل
238 Illiberal intolerant بی‌تحمل
239 Immaculate spotless بی‌عیب
240 Immature inexperienced بی‌تجربه
241 Immediate instant فوری
242 Immobile motionless بی‌حرکت
243 Immoderate excessive بیش‌از‌اندازه
244 Immodest conceited متکبر
245 Immune exempt معاف
246 Impartial neutral خنثی
247 Impasse deadlock بن‌بست
248 Impassive emotionless بی‌احساس
249 Impatient eager مشتاق
250 Impediment obstacle مانع
251 Imperative crucial حیاتی
252 Imperfect faulty معیوب
253 Impetuous reckless بی‌پروا
254 Impolite rude بی‌ادب
255 Important meaningful معنی‌دار
256 In the meantime meanwhile در همین‌حال
257 Incidentally by the way راستی
258 Inconsiderate thoughtless بی‌فکر
259 Independent autonomous خودمختار
260 Indisputable undeniable غیرقابل‌انکار
261 Infamous notorious بدنام
262 Infantile childish کودکانه
263 Inferior substandard غیراستاندارد
264 Inflexible rigid سفت‌وسخت
265 Inflow influx هجوم
266 Informal casual گاه‌به‌گاه
267 Infrequent rare نادر
268 Infuriate enrage خشمگین‌کردن
269 Inheritor heir واری
270 Innocent harmless بی‌ضرر
271 Insolvent bankrupt ورشکسته
272 Instinct intuition بینش
273 Instructions directions جهت‌ها
274 Insufferable unbearable غیرقابل‌تحمل
275 Insufficient inadequate ناکافی
276 Insupportable intolerable غیرقابل‌تحمل
277 Insurgent rebel شورشی
278 Intellectual mental ذهنی
279 Intermittent sporadic پراکنده
280 Internal inner درونی
281 Interplay interaction اثر متقابل
282 Intolerant bigoted متعصب
283 Intriguing fascinating شگفت‌انگیز
284 Inventory stock موجودی
285 Invoice bill صورت‌حساب
286 Isolated lonely تنها
287 Jealous envious حسود
288 Joy delight لذت‌بسیار
289 Knowingly deliberately به عمد
290 Lacking missing گم‌شده
291 Last final نهایی
292 Leading main اصلی
293 Legitimate valid, leva معتبر، لوا
294 Lethal deadly مرگبار
295 Livid furious خشمگین
296 Loopy crazy دیوانه
297 Lousy awful خیلی بد و ناخوشایند
298 Loveable habitable قابل سکونت
299 Lucid clear روشن
300 Mackintosh waterproof coat روکش ضد آب
301 Madness insanity جنون
302 Magician conjuror دعوت‌کننده
303 Magistrate justice of the peace عدالت صلح
304 Magnify expand بسط دادن
305 Mandatory required ضروری
306 Maneuver manipulate دستکاری‌کردن
307 Manmade artificial ساختگی
308 Mannequin model مدل
309 Material fabric پارچه
310 Matters things چیزها
311 Maximum uppermost بالاترین
312 Maybe perhaps, possibly شاید، احتمالا
313 Meager scanty اندک
314 Mean unkind نامهربان
315 Measure degree درجه
316 Mediocre fair نمایشگاه
317 Meeting assembly مونتاژ
318 Mend repair تعمیر
319 Mendacity lying دروغگویی
320 Merciless cruel ظالمانه
321 Middleman intermediary میانجی
322 Midway halfway نیمه‌راه
323 Migrant drifting رانش
324 Mild gentle ملایم
325 Militant combative رزمنده
326 Mind intellect عقل
327 Mindless senseless بدون‌احساس
328 Minor lesser کمتر
329 Mirth fun سرگرم‌کننده
330 Mischievous impish بی‌حیا
331 Miserable depressing افسرده‌کننده
332 Misery distress پریشانی
333 Misfortune mishap بدبختی
334 Misread misinterpret سوءتعبیر کند
335 Missing lost کم‌شده
336 Mistrust distrust بی‌اعتمادی
337 Mobile moveable قابل‌جابجایی
338 Moderate lenient ملایم
339 Moderately reasonably منطقی
340 Modern contemporary امروزی
341 Moment occasion مناسبت
342 Momentous powerful قدرتمند
343 Monotonous boring حوصله‌سربر
344 Moral ethical اخلاقی
345 More and more increasingly بیشتر
346 Moreover in addition علاوه‌براین
347 Morose sullen عبوس
348 Mourn grieve غمگین‌شدن
349 Movie film فیلم
350 Murderer assassin قاتل
351 Mysterious occult غیبی
352 Naked bare برهنه
353 Nameless anonymous ناشناس
354 Napkin serviette سرویت
355 Naughty disobedient نافرمان
356 Neat tidy مرتب
357 Necessary essential ضروری است
358 Negligent inattentive بی‌توجه
359 Nervous perturbed آشفته
360 Neutral impartial بی‌طرف
361 New fresh تازه
362 Nice pleasing خوش
363 Nightfall dusk غروب
364 Nobility the aristocracy اشرافیت
365 Non stop
366 Noon midday ظهر
367 Noted famous معروف
368 Notwithstanding however با این‌حال
369 Nugatory worthless بی‌ارزش
370 Numerous many زیاد
371 Obdurate stubborn یک‌دنده
372 Object thing چیز
373 Obligatory compulsory اجباری
374 Oblique indirect غیرمستقیم
375 Obsolete out of date قدیمی
376 Omnipotent all همه
377 Organic biological بیولوژیکی
378 Ornament decoration تزیین
379 Outside external خارجی
380 Overseas abroad خارج از کشور
381 Painting portray تصویر کشیدن
382 Paper money notes یادداشت
383 Particular specific خاص
384 Passable satisfactory رضایتبخش
385 Pattern sample نمونه
386 Peaceable peaceful صلح‌آمیز
387 Perception insight بینش، بصیرت، درون‌بینی
388 Phantasm illusion توهم
389 Pocket book notebook نوت‌بوک
390 Poisonous toxic سمی
391 Possibility opportunity فرصت
392 Post mortem
393 Practically virtually به‌صورت‌مجازی
394 Praise compliment تعریف و تمجید
395 Precedence priority اولویت
396 Precept principle اصل
397 Precis summary خلاصه
398 Pressing urgent فوری
399 Previous preceding قبلی
400 Priority precedence تقدم
401 Prompt immediate فوری
402 Prosperous affluent فراوان
403 Provided if اگر
404 Quite fairly منصفانه
405 Reasonable fair نمایشگاه
406 Refrain chorus گروه کر
407 Reliable dependable قابل اعتماد
408 Religious devout عابد
409 Remainder the rest بقیه
410 Remark comment اظهارنظر
411 Reminiscence memory حافظه
412 Remorse regret پشیمان‌شدن. پشیمانی
413 Remoted isolated جدا شده
414 Removable detachable قابل جدا شدن
415 Repute reputation شهرت، آبرو
416 Revolting disgusting چندش‌آور
417 Rubbish nonsense مزخرف
418 Rude impolite بی‌ادب
419 Sacristy vestry خزانه‌داری
420 Satisfied convinced متقاعد
421 Scarcity shortage کمبود
422 Scrumptious delicious خوشمزه- لذیذ
423 Second moment لحظه
424 Selection choice انتخاب
425 Self assured
426 Signal sign امضا کردن
427 Silly foolish احمقانه
428 Sincere honest صادقانه
429 Skull cranium جمجمه
430 Soiled dirty کثیف
431 Special exceptional استثنایی
432 Spontaneous automatic خودکار
433 Spotlight highlight برجسته
434 Stable steady ثابت
435 Stationary fixed درست شد
436 Steady regular منظم
437 Stupid dense متراکم
438 Stupid silly احمقانه
439 Substantially considerably بطور قابل توجهی
440 Successful prosperous موفق
441 Suggest propose پیشنهاد
442 Sundown sunset غروب آفتاب
443 Sunrise dawn سپیده‌دم
444 Superb magnificent باشکوه
445 Suppress restrain مهار کردن
446 Sure certain مسلم- قطعی
447 Surplus excess اضافی
448 Surroundings environment محیط
449 Tailored tailor خیاط
450 Temper mood حالت
451 Terror terrorism تروریسم
452 Testament testimony شهادت
453 Thrive prosper رونق
454 To deduce To infer برای استنباط
455 To glitter To sparkle درخشیدن
456 To accomplish To achieve بدست آوردن
457 To accumulate To build up برای ساختن
458 To administer To manage برای مدیریت
459 To admit To confess اعتراف کردن
460 To annoy To irritate, To bother آزار دادن
461 To answer To reply برای ارسال پاسخ
462 To appear To seem به نظر می‌رسد
463 To arrive To reach برای رسیدن به
464 To assure To guarantee برای ضمانت
465 To bear on sth. To affect تحت‌تاثیر قرار دادن
466 To beat To defeat شکست دادن
467 To begin To start برای شروع
468 To behave To act عمل کردن
469 To bring sb. Up To raise بالا بردن
470 To bring sth. Back To reintroduce بازگشت به معرفی مجدد
471 To bring sth. On To cause روشن به علت
472 To chop To cut بریدن
473 To cite To quote به نقل قول
474 To close To shut برای بستن
475 To collapse To break down برای شکستن
476 To collect To gather برای جمع‌آوری
477 To condemn To sentence حکم کردن
478 To confine To restrict محدود کردن
479 To conform To comply مطابقت دادن
480 To confuse To mix up قاطی کردن
481 To connect To associate, To put through (telephone) معاشرت کردن، قرار دادن (تلفن)
482 To consult To refer to برای اشاره به
483 To convey To communicate برای برقراری ارتباط
484 To cope To manage برای مدیریت
485 To demonstrate To protest در اعتراض به
486 To denationalize To privatize خصوصی کردن
487 To denote To indicate, To represent برای نشان دادن
488 To deprave To corrupt فاسد کردن
489 To desert To abandon رها کردن
490 To differentiate To distinguish تشخیص دادن، متمایز کردن
491 To diminish To decrease کاهش دادن
492 To disappear To vanish محو شدن، ناپدید شدن
493 To disclaim To deny انکار کردن
494 To disclose To reveal آشکار کردن
495 To elevate To raise, To promote بالا بردن، ترویج کردن
496 To emphasize To stress به استرس
497 To encounter To come across روبرو شدن
498 To enquire To investigate جویا شدن
499 To establish To set up راه‌اندازی کردن
500 To evaluate To assess ارزیابی کردن
501 To expire To run out پا به فرار گذاشتن
502 To explode To blow up بادکردن، منفجر کردن
503 To fabricate To manufacture تولید کردن
504 To float To drift رانش کردن
505 To foretell To predict پیش‌بینی کردن
506 To function To operate عمل کردن
507 To glitter To sparkle درخشیدن
508 To grab To seize تصرف کردن
509 To grouse To grumble غر زدن
510 To hand sth. Out To distribute بیرون برای توزیع
511 To hawk To peddle دستفروشی کردن
512 To hazard To endanger به خطر انداختن
513 To hurry To rush عجله کردن
514 To ignore To disregard نادیده گرفتن
515 To illuminate To clarify; To light up برای روشن شدن؛ برای روشن شدن
516 To illustrate To demonstrate برای نشان دادن
517 To imagine To suppose, To assume فرض کردن، فرض کردن
518 To imitate To mimic به تقلید
519 To impact To affect تحت‌تاثیر قرار دادن
520 To impeach To question سوال کردن
521 To infect To contaminate آلوده کردن
522 To inspect To examine بررسی کردن
523 To intend To mean معنی کردن
524 To intensify To heighten بالا بردن
525 To involve To entail درگیر بودن
526 To learn To memorize به یاد سپردن
527 To magnify To exaggerate برای اغراق کردن
528 To maintain To preserve برای حفظ
529 To migrate emigrate مهاجرت کردن
530 To mimic To imitate تقلید کردن
531 To minimize To play down دست‌کم گرفتن
532 To mirror To reflect انعکاس دادن
533 To misconceive To misunderstand برای سوءتفاهم
534 To narrate To relate شرح دادن
535 To narrate To relate شرح دادن
536 To near To approach نزدیک شدن
537 To nominate To appoint برای تعیین
538 To notify To inform خبر دادن
539 To operate To function برای عملکرد
540 To overhaul To overtake برای سبقت گرفتن
541 To overlook To miss از دست دادن
542 To oversee To supervise برای نظارت
543 To provide To supply برای تامین
544 To put sth. Back To postpone بازگشت به به تعویق انداختن
545 To quake To tremble به لرزه درآمدن
546 To receive To get برای بدست آوردن
547 To renew To resume ادامه دادن
548 To renounce To give up تسلیم شدن
549 To respond To reply پاسخ دادن
550 To rue To regret پشیمان شدن
551 To select To choose انتخاب کردن
552 To survive To outlive برای زنده ماندن
553 To symbolize To represent نشان دادن
554 To transform To convert تبدیل کردن
555 To vacuum To hoover شناور کردن
556 To vanquish To conquer تسخیر کردن
557 To vary To differ متفاوت بودن
558 To visualize To imagine تصور کردن
559 To withstand To resist مقاومت کردن
560 Today nowadays این روزها
561 Torpid lethargic بی‌حال
562 Total entire کل
563 Touchdown landing فرود آمدن
564 Touchy sensitive حساس
565 Transitory temporary موقت
566 Transparent obvious واضح
567 Trivial worthless بی‌ارزش
568 Trustworthy reliable قابل‌اعتماد
569 Turbulent blustering غوغا کردن
570 Turmoil disturbance اختلال
571 Twister tornado گردباد
572 Twosome pair جفت
573 Unbiased impartial بی‌طرف
574 Uncared for neglected غفلت
575 Uncommon unusual غیرمعمول
576 Uncooked raw خام
577 Undeniable indisputable بی‌چون‌وچرا
578 Understandable comprehensible قابل‌درک
579 Unforeseen unexpected غیر منتظره
580 Unfortunate unlucky بد شانس
581 Unhurt unharmed بدون آسیب
582 Uninjured unhurt صدمه‌نخورده
583 Unlawful illegal غیرمجاز
584 Unmarried single تنها
585 Unstated unspoken ناگفته
586 Untimely premature زودرس
587 Untrue unfaithful بی‌وفا
588 Unusual strange عجیب
589 Unvoiced voiceless بی‌صدا
590 Uprising rebellion شورش
591 Upset perturb مزاحم
592 Urgent important مهم
593 Usually generally, normally به‌طورکلی، به‌طورمعمول
594 Vacancy emptiness پوچی
595 Vacant empty خالی
596 Vague indistinct نامشخص
597 Vain useless بلااستفاده
598 Valueless worthless بی‌ارزش
599 Vast huge بزرگ
600 Vibrate tremble لرزیدن
601 Vicious ferocious وحشی
602 Virtue advantage مزیت – فایده – سود – منفعت
603 Warranty guarantee ضمانت
604 Well mannered polite باادب
605 Well timed timely به‌موقع
606 Win succeed موفق‌شدن
607 Winery vineyard تاکستان
608 Wise knowing دانستن
609 Wonderful marvelous شگفت‌انگیز
610 Word synonym هم‌معنی
611 Worn old قدیمی
612 Wrong mistaken اشتباه
613 Yield produce تولید کردن
614 Zenith peak اوج

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۷۵۵

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.